دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٢٥ - فصل ٤٩ قياس و حديث«فتح الف باب» - توضيحى در باره حديث فوق
فصل ٤٩ [قياس و حديث «فتح الف باب»]- [توضيحى در باره حديث فوق]
شيخ- ادام اللَّه عزّه- فرمود: استدلال كردهاند جمعى از ضعفاء فقهاء عامه و جهّال معتزله بر صحت اجتهاد و قياس به قول امير المؤمنين ٧ كه فرموده است:
«علّمنى رسول اللَّه ٦ الف باب فتح لى كلّ باب الف باب.»
؛ يعنى تعليم كرد مرا رسول اللَّه ٦ هزار باب و گشاده شد براى من به سبب هر بابى از آن هزار باب (و ظاهرا وجه استدلال اين است كه گشادن بابى به سبب باب ديگر نمىباشد مگر به اجتهاد و قياس).
پس در جواب ايشان مىگوئيم كه آيا جميع اصول شريعت هزار اصل است و فروع آن هزار هزار و اين قدر نهايت اصول و فروع است و آنها منحصرند در اين عدد نه كمتر از آن و نه زياد بر آن. يا چنين نيست اگر گمان كنيد چنين است هر آينه قول باطلى گفته خواهيد بود و مىگوئيم به شما كه بنمائيد به ما يك اصل كه هزار فرع داشته باشد تا اينكه ظاهر شود حجت شما و به درستى كه عاجزيد از اين و اگر بگوئيد كه اصول هزار عدد نيست. و نيست ميان اصول اصلى كه هزار فرع داشته باشد باطل مىكنيد استدلال خود را.
پس اگر بگوئيد چه چيز است توجيه قول حضرت امير المؤمنين ٧ و تأويل آن، جواب مىگوئيم كه چند وجه احتمال دارد:
يكى آنكه كسى كه تعليم كرده است او را هزار باب يعنى رسول ٦ گشاده است براى او به سبب هر باب و واقف گردانيده است او را بر اين. (نه اينكه آن حضرت خود به سبب اجتهاد و قياس از هر باب هزار باب گشوده).؛ دوم آنكه علم او به هر باب باعث شده است كه فكر كند در آن و در اطراف و متعلقات آن پس استفاده كرده است به سبب فكر در هر بابى از آنها علم به هزار باب. و مثل اين است قول نبى ٦ كه فرموده است: