دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٣١ - اشعار ابو طالب
فصل ٢٩ [مشورت پيامبر با ابو طالب در باره ليلة المبيت]
خبر داد مرا شيخ- ادام اللَّه عزّه- چون رسول ٦ خواست از قريش پنهان شود و به طرف درهاى به سبب خوف از جان خود بگريزد، با ابو طالب پدر امير المؤمنين ٧ مشورت كرد. پس ابو طالب اشاره به پنهان شدن نمود و آن را مناسب دانست و پيش امير المؤمنين رفت و به او گفت كه جاى رسول ٦ بخوابد تا با جان خود حفظ آن حضرت كند.
امير المؤمنين ٧ اين را قبول كرد، چون شب شد و چشم مردم به خواب رفت، ابو طالب با امير المؤمنين آمد. پس رسول ٦ برخاست و امير المؤمنين ٧ را در جاى خود بخوابانيد.
پس امير المؤمنين به ابو طالب گفت:
«يا ابتاه إنّى مقتول»
؛ يعنى اى پدر، من نزديك به هلاكت و قتلم.[١] (قطع اميد از من و طمع از حيات من بدار و از خدا طلب اجر كن)
[اشعار ابو طالب]
ابو طالب گفت:
|
اصبرن يا بنىّ فالصّبر احجى |
كلّ حىّ مصيره لشعوب[٢] |
|
؛ يعنى اى پسر من، در اين بلا صبر كن، به درستى كه صبر كردن عاقلى است و هر زنده آخر راهش به موت است.
|
قد بذلناك و البلاء شديد |
لفداء النّجيب و ابن النّجيب |
|
تو را در بلاى شديد بذل كرديم از براى فداء كسى كه نجيب و پسر نجيب است. (يعنى رسول ٦)
[١]« شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد» ١٤/ ٦٤.
[٢] اين ابيات را در ديوان ابو طالب رحمه اللَّه، نيافتيم ولى در ديوان امام على ٧ ص ٦٣ به نقل از ابو طالب ٧ ذكر شده است.