دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٧٠ - فصل ٧٣ افشاگرى حجازى شافعى و عراقى حنفى عليه يك ديگر
اهل خود را يا اينكه رخت بپوشانيد ده مسكين را.
و تو اى حجازى مىگوئى اگر رخت بپوشاند يك مسكين را ده مرتبه، مجزى است پس چگونه مىتوان گفت كه من رد كردم قرآن را در اطعام و تو رد نكردهاى آن را در رخت دادن. اگر نباشد تحكّمى كه هيچ فايده ندارد.
شافعى حجازى گفت: عراقى باطل كرده است حدود خداى تعالى را از آن جمله اين است كه مىگويد اگر ديوانه زنا كند به زن صحيح، حد واجب نيست بر آن دو و اگر زنا كند مرد صحيحى به زن ديوانه، واجب است حد بر مرد و اين تناقض است.
حنفى عراقى گفت: حجازى مىگويد اگر ديوانه جماع كند به زن صحيح خويش در ماه رمضان و آن زن روزه داشته باشد كفاره نيست بر آن زن و اگر جماع كند مرد صحيحى به زن ديوانه خود واجب است بر آن مرد كفاره. پس او نيز مناقضه كرده است و داخل شده است در آنچه عيب كرد.
شافعى حجازى گفت: عراقى مساوى مىداند خون اهل كفر را با خون اهل اسلام و مىگويد كفار مىكشند مسلمان را و اگر او بكشد كافرى را و همچنين اهل ذمه مىكشند اهل اسلام را به قصاص با آنكه خداى تعالى فرموده است:
وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا[١]؛ يعنى نگردانيده است خداى تعالى بر اهل كفر راهى و تسلطى بر اهل ايمان. پس چگونه جايز است كه ايشان تسلط بر قتل مسلمانان داشته باشند.
حنفى عراقى گفت: تو نيز اى حجازى شريكى با من در مثل اين. زيرا مىگوئى اگر قاطع الطريق بكشد شخصى از اهل ذمه را مىكشند او را در عوض يا از گلو مىكشند و «مزنى»[٢] پيش از تو گفته است اگر مسلمانى بكشد ذمى را ناگاه بر
[١]. سوره نساء، آيه ١٤١.
[٢] منظور ابو ابراهيم اسماعيل بن يحيى مزنى مصرى است كه مصاحب امام شافعى بود.« اللّباب في تهذيب الأنساب» ٣/ ٢٠٥.