دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٩٥ - تجليل ابن عباس از على ع
با رسول اللَّه ٦ به نبوت و عصمت آن حضرت ٦ و هر كه اعتماد كند بر آنچه اعتماد كرده جاحظ و استاد او كه نظام باشد و تابعان ايشان در اين باب به درستى كه روشن است جهل او و ظاهر مىگردد عجز او. گفته است جاحظ كه گفته است ابراهيم نظّام به تحقيق حكم كرده امير المؤمنين ٧ در ميراث جدّ به احكام مختلف.
شيخ مىفرمايد اين سخن دروغى است كه اصلا خفا ندارد، زيرا ضبط نكردهاند از آن حضرت ٧ در باب ميراث جدّ مگر يك قول و خلاف نكردهاند از ناقلان اخبار در اين معنى دو كس از مردم. و هر كه اعتماد كند بر بهتان مثل جاحظ و نظّام مذلت و خوارى است كار او. پس گفته است ابراهيم نظّام كه پشيمان شد امير المؤمنين ٧ از سوزانيدن مرتد بعد از آنكه ابن عباس فتوى داد بر خلاف رأى آن حضرت.
[تجليل ابن عباس از على ع]
شيخ- ايّده اللَّه- گفته است اين سخن تازهتر و عجيبتر از هر سخنى است كه بر گوش خورد؛ زيرا ابن عباس يكى از شاگردان و فراگيرندگان علم بود از آن حضرت ٧، و از ابن عباس منقول است كه مىگفته است امير المؤمنين ٧ مىنشيند در ميان ما مثل ساير ياران و خوش طبعى مىفرمايد و شكفتگى طبع مىنمايد. ليكن به خدا قسم كه من هرگز نتوانستم درست نظر كنم به آن حضرت به واسطه هيبتى كه او را، هست. بنا بر اين، چون[١] جايز باشد از ابن عباس كه پيشى گيرد در فتوى بر آن حضرت كه در دين اظهار مخالفت نمايد، خصوصا در حالتى كه ابن عباس اظهار متابعت و تعظيم و تكريم آن حضرت مىنمود و چگونه آنچه حكايت كرده ابراهيم از پشيمانى آن حضرت از سوزانيدن مرتد، حق بوده باشد.
و حال آنكه آن حضرت سوزانيد يازده كس را در آخر زمان خود از آن جماعت كه ادعاى خدائى آن حضرت ٧ مىكردند. آيا گمان دارى كه آن حضرت پشيمان شده باشد و در اين صورت نيز مانند اول حاشا و كلّا، ليكن طايفه ناصبه دست نمىزنند مگر به سخنانى كه مانند غبار پراكنده باشد.
[١] چون چگونه.