دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٨٢ - فصل ١٤ مفاخره بين امام موسى كاظم ع و هارون الرشيد
فصل ١٤ [مفاخره بين امام موسى كاظم ع و هارون الرشيد]
و حديث كرد مرا شيخ- ادام اللَّه عزّه- و گفت كه چون حج كرد رشيد (و او يكى از خلفاى بنى عباس است)[١] و آمد به مدينه رسول ٦، جمعيّت كردند پيش او بنى هاشم و آنچه از مهاجرين و انصار باقى بودند و بزرگان خلايق.
و بود در ميان ايشان ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام، پس رشيد به ايشان گفت:
برخيزيد تا برويم به زيارت رسول ٦.
پس برخاست و تكيه بر دست مبارك آن حضرت كرد تا رسيدند به روضه رسول ٦ پس ساكن شد آنجا و گفت: السّلام عليك يا رسول اللَّه، السّلام عليك يا بن عمّ، (يعنى اى پسر عم، چون عباس جدّ رشيد عمّ رسول اللَّه بود پس او پسر عمّ اولاد وى است و مطلب رشيد از اين، اين بود) كه فخر كند بر قبايل عرب كه حاضر بودند با او بزرگى كند بر ايشان به سبب اين نسب.
پس كشيد دست خود را ابو الحسن ٧ از وى و پيش ايستاد و گفت: السّلام عليك يا رسول اللَّه، السّلام عليك يا ابه، يعنى اى پدر.
پس تغيير كرد رنگ رشيد و گفت: يا ابا الحسن به درستى كه اينكه گفتى، فخرى عظيم است.
[١]. هارون الرشيد بن محمد مهدى بن منصور عباسى در سال ١٥٠ هجرى قمرى در رى چشم به جهان گشود و در سال ١٧٠ هجرى قمرى به خلافت رسيد و حدود ٢٣ سال حكومت كرد و در سال ١٩٣ در طوس درگذشت.« تاريخ بغداد» ١٤/ ٥- ١٣