دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٩٨ - فصل ٨٨ على ع هنگام ايمان آوردن چند ساله بود؟
پس سن آن حضرت ٧ در وقت بعثت ده سال خواهد بود. پس چگونه بيرون مىآيد از اين حساب كه سن آن حضرت ٧ در وقت بعثت هفت سال باشد؟! بلى مگر كسى ادعا كند كه آن حضرت ٧ در وقت وفات شصت ساله بوده، در اين صورت از حساب مذكور لازم مىآيد هفت سالگى آن حضرت در وقت بعثت.
ليكن كسى كه اين ادعا مىكند دفع اخبار متواتر كرده و انكار روايات مشهوره نموده و اعتماد بر آثار نادر نموده و هر كه به اين طريق پيش گيرد سزاوار در مباحثه با او نيست كه از براى او بيان كنند كه موجّه در ميان اخبار كدام است و او را واقف سازند بر اينكه فاسد و صحيح اخبار به چه طريق شناخته مىشود نه آنكه به گزاف با او سخن گويند.
و چگونه ممكن است كه عاقلى شنيده باشد اخبار را يا نظر كرده باشد در خبرى و آثار، ادعا كند كه حضرت امير المؤمنين ٧ در وقت وفات شصت ساله بوده با آنكه كلام آن حضرت كه از شيوع به مرتبهاى است كه موافقين و مخالفين نقل آن نمودهاند صريح است در اينكه آن حضرت ٧ در وقت وفات زياده از شصت سال داشته و آن حضرت آن كلام فرموده در وقتى كه به او ٧ رسيده كه دشمنانش سرزنش مىكردهاند تدبير و رأى آن حضرت را. و آن كلام اين است:
«بلغنى انّ قوما يقولون انّ علىّ بن ابى طالب شجاع لكن لا بصيرة له في الحرب. للَّه ابوهم! و هل فيهم احد ابصر بها منّى لقد قمت بها و ما بلّغت العشرين و ها انا ذا قد ذرّفت على السّتّين و لكن لا رأى لمن لا يطاع.»
[١]؛ يعنى به من رسيده قومى مىگويند كه على بن ابى طالب شجاع است لكن نيست او را بصيرتى و بينائى در امور حرب، چه عجيب است اين سخن! آيا در ميانه ايشان كسى است كه بيناتر باشد از من به امور حرب؟ به تحقيق من برخاستم به امر حرب و حال آنكه نرسيده بودم به بيست سال و اين است من الحال روان شدهام از شصت سالگى و ليكن كسى را كه اطاعت نكند مىگويند او رأى و تدبير ندارد.
[١]« نهج البلاغه، ترجمه شهيدى» ص ٢٨، خطبه ٢٧ با مختصر تفاوت.