دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٨٤ - علت گريختن زبير از ميدان جنگ - بررسى حديث«قاتل زبير در آتش جهنم است»
و گفت به او پسر وى عبد اللَّه كه اى پدر مىگذارى ما را در اين مقام و برمىگردى از ما، در مثل اين حال؟ جواب گفت: اى پسر، به درستى كه على به خاطر من آورد چيزى را كه زمانه از ياد من برده بود! عبد اللَّه گفت: چنين نيست ليكن تو گريختى از ترس شمشير ابن ابى طالب.
زبير چون اين را بشنيد برگشت و حمله كرد بر اصحاب امير المؤمنين ٧ پس آن حضرت فرموده به اصحابش كه فراخ كنيد راه را از براى اين شيخ؛ زيرا بسيار دلتنگ است.
پس اين قوم گفتند كه چون شهادت داد از براى او امير المؤمنين ٧ به اينكه مذكور شد و بازداشت اصحاب خود را از قتل وى دلالت مىكند اين بر پشيمانى و توبه وى.
و قول ديگر اين است كه گمان كردهاند چون ابن جرموز سر زبير و شمشير وى را آورد پيش آن حضرت، على ٧ فرمود: شنيدم از رسول ٦ كه مىفرمود:
«بشارت بده قاتل ابن صفيّه را به آتش»[١] پس مىگويند اگر زبير توبه نكرده بود چرا قاتل وى گمراه بود و از اهل دوزخ و اگر او از اهل بهشت نبود هر آينه قاتل او از اهل دوزخ نمىبود.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: جواب ايشان مىگوئيم كه اگر بر كشتن زبير وقتى كه امير المؤمنين ٧ به خاطر وى آورد آن قول را توبه او بود و موجب مدح وى. پس انصاف اين است كه بازگشتن او نزد تحريض پسرش وى را نقض آن توبه است و اصرار بر عناد و موجب ذم وى بلكه و بازگشتن او به قتال بر وجهى كه ايشان روايت كردهاند بدتر است براى حال وى؛ زيرا دلالت مىكند بر عناد وى با آن حضرت با وجود ارتفاع شبهه از او به سبب آن قول مذكور از حضرت و ظهور فسق و ضلالش بر خودش. و دلالت مىكند بر
[١]« الاستيعاب» ٢/ ٥١٥،« الاصابه ابن حجر عسقلانى» ٢/ ٤٦٠.