دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٤٤ - خرافات يهود در باره خداوند متعال
وسوسه مىكنند تا ايشان با شما جدال و بحث كنند (چنان كه بر سبيل استهزاء به مسلمانان مىگويند شما چيزى را كه به دست خود كشته باشيد مىخوريد و چيزى را كه خداى تعالى كشته باشد يعنى ميته نمىخوريد). و اگر شما ايشان را اطاعت كنيد و شما نيز آنچه را كه خداى تعالى حرام كرده است حلال دانيد هر آينه شما هم مشرك و كافر مىشويد (پس از اين آيه معلوم شد كه وقت ذبح مىبايد ذكر «بسم اللَّه» گفت).
[خرافات يهود در باره خداوند متعال]
و چون اين ثابت شد مىگوئيم يهود خداى تعالى را نمىشناسد، از براى اينكه معتقدند خداى تعالى شرع موسى ٧ را دائمى گردانيده و محمد ٦ را تكذيب كرده و به كسى كه محمد ٦ را فرستاده كفر آورده است. و اعتقاد دارد كسى كه او را فرستاده است شيطان است نه رحمان.
و همچنين نصرانى خداى تعالى را نمىشناسد، زيرا معتقد است خداى تعالى سومين سه تا است و اينكه خدا سه اصل است و همه يك جوهرند (و آن سه كس خداى تعالى است و عيسى و مريم هر يك خدا و في الحقيقه يك شخصاند).
و مسيح ٧ پسر اوست و با او يكى است، و به كسى كه محمد ٦ را فرستاده كفر آوردهاند و معتقدند كه او از جانب شيطان است.
مع هذا اكثر يهود به اضطرار و خير خدا در كارها قائلند و گمان دارند خداى ايشان شخصى است پير و سر و ريش سفيد دارد.[١] و در اين مذهب اعتماد كردهاند بر آن چيزى كه در بعضى از كتب انبيا يافتهاند كه گفته است:
«بالا رفتم به بهترين خلايق پس او را نشسته بر كرسى يافتم و در كنار او ملائكه بودند و ديدم سر و ريش او سفيد بود.» چون ثابت شد كه ايشان خداى تعالى را نمىشناسند ثابت مىشود آنچه از تسميه «بسم اللَّه» ايشان ظاهر مىگردد به خداى تعالى متوجه نيست. و اينكه جهل آنان به خداى متوجه مىسازد اسمى را وقت ذبح به سوى كسى كه ايشان اعتقاد
[١] ر. ك:« فلسفه علم كلام» هرى اوسترين ولفسن» ص ١١٠- ١٢١.