دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٤٤ - فصل ٨٠ رحلت پيامبر و توطئه دشمنان - نقشه عمر در انكار كردن رحلت پيامبر
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ[١] و جايى كه وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ[٢]؛ معنى پنجم آنكه عمر اقدام كرد بر قسم به خدا و سوگند به اسماء حسنى او- جلّ جلاله- در اين كه رسول اللَّه ٦ نمرده.
پس بر اين قناعت نكرده گفت كه آن حضرت غايب شده بعد از آن تشبيه كرد غيبت آن حضرت ٦ را به غيبت موسى ٧ از قوم خود و قسم خورد به خداى تعالى در مقدار زمان غيبت آن حضرت، بعد از آن قانع به اين قدر قول باطل نشده خبر داد كه زود باشد كه آن حضرت ظهور كند و ببرد دستها و پاهاى مردم را!؟
و ما تسليم شويم كه عمر به سبب شبههاى كه او را عارض شد اعتقاد كرد كه آن حضرت نمىميرد يا موت او پس افتاده از آن حالت. آيا به سبب كدام شبهه حكم كرد كه آن حضرت ٦ هر گاه عود كند البته خواهد بريد دستها و پاهاى مردمان را؟
به درستى كه اين امور بسى عجيب و غريب است!! و هر گاه كسى از روى انصاف تأمّل كند در اينها، جزم مىكند كه اين قسم كارها جمع نمىشود با ديندارى از روى صدق و دور است از شرايط ايمان.
و بسا باشد كه بعضى از سنيان در وقت شنيدن اين مقال عمر گمان كنند كه او اين سخنان را از روى عقيده و نيت جزم نگفته، بلكه غرض او مصلحتى بوده است و آن مصلحت ترسانيدن امّت است تا منافقين به طمع نيفتند و دين را فاسد نكنند.
پس اگر كسى از سنّيان را اين معنى به خاطر رسد مىگوئيم به او كه اين عذر كه از جانب عمر گفتى صحيح نيست بنا بر ظاهر سخن او و مناسب حال او نيست؛ زيرا تكلّم مىنموده به آن سخنان مانند كسى كه از روى جد سخن گويد، و مانند كسى كه به كلامى اعتقاد واقعى خود را بيان نمايد و تأكيد مىكرده كلام خود را به قسم. و اگر حال بر آن منوال باشد كه تو مىگوئى يعنى اراده اصلاح ميان مردم، هر
[١] سوره زمر، آيه ٣٠.
[٢] سوره آل عمران، آيه ١٤٤.