دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٤٣ - فصل ٨٠ رحلت پيامبر و توطئه دشمنان - نقشه عمر در انكار كردن رحلت پيامبر
جايى كه گفته است در حالت خطاب كرده است به پيغمبر ٦: إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ[١]؛ يعنى به درستى كه تو مىميرى و به درستى كه ايشان همه مىميرند. در اين وقت عمر بن الخطاب باز ايستاد از آن سخن كه مىگفت.[٢] گفته است شيخ- ادام اللَّه تأييده- و به درستى كه در اين سخنى كه ذكر كرديم چندين معنى هست كه ما هر يك از آن را بيان مىكنيم:
يكى از آن جمله اين است كه اول خلافى كه ظاهر شد در دين بعد از رسول اللَّه ٦ خلاف عمر بن الخطاب بود با جماعت و نفى كردن او موت رسول اللَّه ٦ را و ادّعاى او حيات آن حضرت را؛ معنى دوم آنكه اين خلاف مذهب محمديّه است از غلاة كه ايشان را مذهب آن است كه محمد ٦ نمرده است. و به اتفاق همه امت ايشان گمراهانند؛ معنى سوم آنكه خلافى كه عمر اظهار كرد سخنى است كه گفته است آن را بىآنكه شبهه باعث باشد بر آن از جانب عقل. يا تأويل قرآن يا آنكه سبب آن شده باشد سنت پيغمبر ٦ كه دلالت كند بر آن معنى كه عمر پيش گرفت. يا آنكه عادتى بر اين جارى شده باشد. (كه پيغمبران كه خبر مرگ ايشان منتشر مىشده دروغ مىبوده است و بعد از آن در زمان ديگر ظهور مىكردهاند تا آنكه عمر دست بر اين معنى زده اظهار چنين خلافى كرده باشد و هر چه از كسى صادر شود بر اين منوال كه مذكور شد متصوّر نيست در آن كس.) به غير از عناد و قصد فساد در دين چيز ديگر؛ معنى چهارم آنكه اين خلاف دلالت مىكند بر جهل قائل آن به قرآن و حفظ نكردن مر آن را؛ زيرا قرآن مبين روشن كرده وفات رسول اللَّه ٦ را جايى كه اللَّه تعالى فرموده:
[١] سوره زمر، آيه ٣٠.
[٢]« أنساب الاشراف» ٢/ ٢٤١.