دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٧٦ - سخن سيد مرتضى در اين باره
كردهايم از ذريّه آن حضرت عليهم السّلام؟ پس اگر بگويند مذاهب آن حضرت آن است كه ما روايت كردهايم از او نه آنكه شما روايت كردهايد. و مىگوئيم به ايشان كه پس ما بنا بر اصل شما كه قرار دادهايد در انكار آنچه روايت كردهايد از آن حضرت، مكابره مىكنيم، يعنى علم ضرورى داريم به راستى آنچه شما روايت كردهايد از او ٧ و عناد مىكنيم. پس اگر بگويند بلى، مىگوئيم به ايشان بلكه شما علم ضرورى داريد به راستى آنچه ما روايت مىكنيم از آن حضرت و با ما مكابره و عنادى كنيد.
و اين سخنى است كه خلاصى و رهائى از آن ميسر نيست. و ببايد دانست وجهى كه ايشان مىگفتند از براى عدم علم ضرورى به مذاهب ذريّه امير المؤمنين ٧، آن وجه نسبت به امير المؤمنين ٧ نمىشود؛ زيرا چون امير المؤمنين ٧ مقدّم بود بر فقهاى ايشان چگونه تواند بود كه قسمت كردن ايشان مذاهب آن حضرت را مانع شود از علم ضرورى به مذاهب آن حضرت ٧.
پس اگر بگويند عدم علم به مذهب امير المؤمنين ٧ در فتوى براى آن است كه در ميان اقوال صحابه پيغمبر ٦ پراكنده بوده است، مىگوئيم به ايشان كه شما خود انكار اين سخن مىكنيد؛ زيرا روايت كردهايد از آن حضرت فتواهاى مخالف فتواى صحابه.
با آنكه بنا بر اين سخن كه گفتند واجب است معلوم نباشد مذهب عمر و ابن مسعود؛ زيرا منقسم بوده در ميان مذاهب صحابه و اين سخن فاسد است و مضمحل بودن آن هويداست.
گفت شيخ- ادام اللَّه عزّه- اين سخن كه گفتيم صحيح است و مؤيّد آن است كه دانستن ما مذاهب جماعتى از معتزله و زيديّه و خوارج را كه اختيار مىكردند مذاهب صحابه پيغمبر ٦ و تابعين و فقهاى بلاد را (پراكنده بود مذاهب آن جماعت در ميان اقوال ايشان) گفت شيخ مفيد- ادام اللَّه عزّه- ما ذكر كردهايم جواب از سؤال اول ايشان را در