دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٤٠ - نظام قائل به تحريف قرآن بود
«لا تجتمع امّتى على خطأ»
[١]؛ يعنى اتفاق نمىكنند امت من بر خطائى.
و ابراهيم اعتقاد دارد كه جايز است همه مسلمانان اتفاق كنند بر خطا يعنى هر يك صاحب يك خطائى باشند، امّا جايز نمىداند كه همگى بريك خطاء اتفاق كنند.
[نظام قائل به تحريف قرآن بود]
و گفته است جاحظ در ابتداى حكايت كردن از ابراهيم بن سيّار گمان كرده كه حال قرآن مانند حال تورات و انجيل و زبور و جميع كتب انبيا است. و همچنين حال امت پيغمبر ٦ در فتوى و احكام شرع مثل حال امت موسى و عيسى و امت جميع انبيا عليهم السّلام است.
و همچنين ابراهيم گفته كه اصحاب محمد ٦ در وقتى كه شروع كردند به فتوى و قائل شدند به قياس در احكام شرع حال ايشان خالى نبود از يكى از اين دو وجه:
وجه اول آنكه گمان برده باشند كه حكم شرعى و فتوى جايز است برايشان از روى قياس و رأى به واسطه توهّمى و غلطى كه ندانسته از ايشان واقع شده باشد؛ وجه ثانى آنكه غرض ايشان از فتوى و حكم كردن از روى قياس و رأى خود به حكم و امارت بوده باشد و مقتدا و امام بودن بر ساير خلايق منظور ايشان شده باشد.
شيخ- ايّده اللَّه تعالى- گفته است كه اى گروه مردمان توفيق دهد شما را خداى تعالى، اين سخنان كه مذكور شد از نظّام به وساطت جاحظ كافى است در دلالت كردن بر مذهب نظام در اينكه جايز دانسته تغيير را در قرآن مانند تورات و انجيل و زبور.
و همچنين روا داشته زيادتى و نقصان را در قرآن مجيد مانند كتب مذكوره الهى و در طعن زدن بر اجماع و برى شدن از اهل بيت پيغمبر و همگى صحابه و تابعين به احسان؛
[١]« شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد» ٨/ ١٢٣.