دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٢٨ - جهل عمرو بن عبيد و هاشم بن اوقص نسبت به فرمايش على ع - فرمايش پيامبر در باره اهل جمل
عايشه بر خبر ذو الثّديّه كه سركرده خوارج بود، پيش از آنكه واقع شود آن قضيه.
و ما تسليم شويم كه آن حضرت ٧ ذكر نمود جنگ اهل بصره را از پيش خود و بدون اينكه از پيغمبر خدا شنيده باشد، آيا آن حضرت از كجا دانست حال قاسطين و مارقين را؟
و حال آنكه ظاهر نبود از ايشان در آن وقت كه آن قول را فرمود اثر عداوتى كه به آن استدلال توان كرد بر وقوع جنگ با اين دو طايفه، بلكه مارقين در آن وقت از اصحاب خاص آن حضرت ٧ بودند. و چگونه تعيين فرمود «ذو الثّديه» را در قول خود و حكم جزم كرد به گمراهى براو. و فرمود كه او سركرده قوم خوارج خواهد بود و حال آنكه در آن وقت او يكى از دوستان آن حضرت ٧ بود.
پس اگر گويند كه آن حضرت ندانسته سخنى گفت و به حسب اتفاق درست افتاد، بنا بر اين عقل تجويز خواهد كرد كه آنچه عيسى ٧ خبر داده به اصحاب خود از كارهاى ايشان و خوردن و آشاميدن ذخيرهها كه گذاشته بودند در خانهها از روى ندانستگى خبر داده باشد و به حسب اتفاق درست افتاده باشد.
و همچنين جميع آنچه خبر دادهاند از چيزها پيغمبران عليهم السّلام پيش از آنكه واقع شود آن چيزها.
و همچنين خبرهاى پيغمبر ما ٦ از چيزها پيش از وقوع، مجوّز خواهد بود نزد عقل كه از روى ندانستگى گفته باشند و به حسب اتفاق درست افتاده باشد.
و اين سخن طعن است بردين و بيرون رفتن است از قول اهل ملت جميعا و به عمر خود سوگند مىخورم كه اين قسم سخن لايق است به مذهب نظّام به واسطه الحادى كه داشته. و اگر آنچه خبر داده آن حضرت ٧ از پيغمبر ٦ و خبر دادنهاى او ٧ از چيزها پيش از وقوع دلالت مىكند بر آنكه نه از روى حدس و ظن و ندانسته سخن گفتن بوده.
پس به تحقيق كه باطل شد آنچه آن دو مرد گفتهاند. و اين خود مشخص است كه اخبار آن حضرت از وقايع قبل از وقوع آنها يا از روى ندانستگى سخن گفتن