دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٨٤ - حكايت مجلس ديگر در اين استدلال
به گمان تو عبادت به غلبه گمان است. پس ناچار است كه بگرداند از براى غلبه گمان سبب و علتى و گر نه حاصل نمىشود غلبه گمان و نخواهد بود براى غلبه آن طريقى.
(باز شيخ اشاره به بحث ديگر كرده و تفصيل اين كلام نيز داده و فرموده است) قبول نداريم كه جايز است عبادت به غلبه گمان در شعريست شايد علم بايد و بر تقديرى كه قبول كنيم مىگوئيم چه چيز است دليلى كه باعث اين مىشود كه چيزى غالب شود در گمان تو، و كدام است سببى كه موجب آن است كه بنمائى به ما آن را. به درستى كه طلب مىكنيم اين را از تو چنان كه طلب كرديم از اين مرد طريق استخراج علامت و علت سمعى را به آن طريق كه وصف كرد.
پس اگر بكنى براى ما اين را جايز است براى تو مذهب تو و گر نه باطل مىشود آنچه اعتماد كردهاى بر آن.
جواب گفت: سببهائى كه باعث غلبه گمان مىشود معلوم است و آن مثل اين است كه مردى غالب شود در گمانش اگر برود به اين راه نجات مىيابد و اگر برود به آن راه ديگر هلاك مىشود. و اگر تجارت كند در فلان قسم متاع نفع مىكند.
و اگر تجارت كند در غير آن نقصان مىكشد. و اگر سوار شود كه به مزرعه خود رود آسمان ابر داشته باشد باران براو مىبارد و اگر سوار شود و آسمان صاف باشد سالم مىرود. و اگر بخورد اين دوا را نفع مىدهد و اگر عدول كند به غير آن ضرر به او مىرسد. و همچنين هر چه شبيه اينها باشد.
و كسى كه مخالفت كند با من در اسباب غلبه گمان، قبيح و فاسد است كلام با او.
شيخ مىفرمايد من به او گفتم: آنچه ايراد كردى تو آن را هيچ نسبتى نيست ميان آن و ميان شريعت و احكام شرع؛ از براى آنكه تو گفتى نيست چيزى از آنها مگر اينكه خلق را در آن عادتى است و به آن علم و معرفتى و غالب مىشود گمان ايشان بر حسب عاداتى كه دارند و علامات آن ظاهر است براى ايشان و شريكاند جميع عقلا در اكثر آن و آنچه در آن اختلاف كردهاند به سبب اختلاف عادات ايشان است و بس.