دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٨٣ - حكايت مجلس ديگر در اين استدلال
جواب گفت ما نمىگوئيم كه نص وارد شده است در اصول به آن طريق كه تو ذكر كردى بلكه ادراك كرده مىشود اين علامات به نوعى از استخراج و تأمل.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد گفتم من به او كه اين استخراج چيزى است كه عاجز است از آن هر فردى مگر اينكه پناه ببرد به استخراج عقلى و به تحقيق فاسد كرديم ما اين را در آنچه گذشت و حالا مىگوئيم اگر تو راست مىگوئى به استخراج معلوم مىشود پس بكن آن را تا ببينيم اگر قادرى و بر آن اقرار كنيم براى تو به صحت قياس كه انكار مىكنيم الحال آن را و اگر عاجز باشى از آن ظاهر شود آنچه حكم كرديم به آن بر تو يعنى اينكه دفع كرده شدى از اصل معروف «قياس».
جواب گفت لازم نيست بر من كه ذكر كنم طريق استخراج را و بلند كرد آواز در كلام و ظاهر شد عجز او.
پس ابو بكر باقلانى[١] گفت: ما نمىگوئيم به اين علامات جزم به آن داريم و نه علم به آن تا اينكه بايد ذكر كنيم طريق استخراج آن را، بلكه آن چيزى كه رفتهام من به آن (و آن است مذهب اين شيخ و اشاره كرد به مردى كه اول بحث مىنمود) قول به غلبه گمان است در آن. پس هر چه غالب مىشود در گمان من عمل مىكنم و مىگردانم آن را نشان و علامت و اگر غالب شود در گمان غير من غير آن چيز و عمل كند به آن درست رفته و خطا نكرده است و هر مجتهدى به اعتقاد من درست رفته است. پس آيا با تو بحثى است بر اين مذهب.
شيخ مىفرمايد به او گفتم: اين ضعيفتر و سستتر است از جميع آنچه گذشت؛ زيرا هر گاه نباشد از جانب خداى تعالى دليلى بر معنى و نه علامتى، بلكه
[١] محمد بن طيّب بن محمد معروف به« قاضى ابو بكر باقلانى» و« ابن باقلانى» در سال ٣٣٢ هجرى قمرى در بصره متولد شد ولى آوازه او در بغداد بود. و از سران معروف مذهب اشعرى به شمار مىآمد.
بنا به ادّعاى خطيب بغدادى، عضد الدّوله او را جهت ابلاغ پيام به نزد پادشاه روم فرستاده بود. از جمله تأليفات او كتاب« اعجاز القرآن» و« كشف اسرار الباطنيه» است. باقلانى در سال ٤٠٣ هجرى قمرى درگذشت.« تاريخ بغداد» ٥/ ٣٧٩- ٣٨٣،« ريحانة الادب» ١/ ٢٢٢.