دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٣٣ - بحثى در باره خوف امام زمان ع
نيست و اما خوف او از جمعى كه نشناسد او را پس گفتم من اين را بنا بر غالب گمان و ظاهر حال. زيرا دور نيست كه اگر ظاهر شود آن حضرت پيش ايشان مرتكب يكى از اين امور شوند. يعنى اينكه ايشان خود خون مبارك آن حضرت را بريزند تا اينكه برسند به سبب اين به منزلت عظيم پيش سلطان زمان و جمع كنند به وسيله اين مال و رياست يا اينكه خبر او را بگويند به كسى كه بكند اين فعل را با آن حضرت. يا اينكه بگيرند او را و به چنين كسى بدهند تا آن حضرت را هلاك كند و به درستى كه از هلاك او فساد عظيمى لازم مىآيد و اينكه گفتم غالب مىشود بر گمان زيرا كسى كه جاهل باشد به حق او نيست با او معرفتى كه منع كند از سعى در ريختن خون او و اعتقاد ندارند به ترك آن. چنان اعتقادى كه متديّن به ولايت او دارد و مىبيند كه دنيا روى به كسى مىآورد كه ضرر به آن حضرت رساند.
پس دور نيست از او كه هلاك كند او را بلكه نزديك است آن و دور است خلاف آن.
و اما خوف از بعضى از آنها كه اعتقاد به امامت او دارند، حالا پس به سبب آن است جمعى كه اعتقاد به او دارند معصوم نيستند از خطا و نه مأمون از غلط بلكه مأمون نيستند از عناد و برگشتن از مذهب و ارتداد.
و انكار نمىتوان كرد حال ايشان اين باشد كه اگر ظاهر شود امام ٧ براى ايشان يا آنكه بدانند مكان او را بخواند شيطان ايشان را به اخبار مردم به او و سعى در هلاك او و خبر دادن از مكان او از روى طمع در دنياى نقد و رغبت در آن و اختيار كردن بر نعمتهاى آخرت كه نسيه است. چنان كه خوانده است شيطان امتهاى انبيا را به برگشتن از شرايع ايشان حتى اينكه تغيير دادند آنها را جماعتى از ايشان و ترك و تبديل آن كردند اكثر ايشان.
و چنان كه عناد كردند تابع قوم موسى ٧ با نبى و امام خود يعنى هارون ٧ و برگشتند از شرعى كه آمده بود براى او و برادر او موسى ٧ و تابع سامرى شدند و التفات نكردند به امر هارون و نهى او. و فكر نكردند در وعظ و زجر او و هر گاه امر