دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٧٨ - كلام شيخ در ابطال قياس
فصل ٣٩
كلام شيخ در ابطال قياس.
[١] (قياس آن است كه بگويند فلان چيز فلان حكم دارد و علت آن فلان امر است و آن امر در فلان چيز نيز هست. پس مىبايد حكم مذكور در آن نيز باشد. مثل اينكه مىگويند شراب حرام است و علت حرمتش اين است كه مست مىكند آدمى را و نبيذ نيز مست مىكند، پس مىبايد كه آن هم حرام باشد.
و حكم اول را مثل حرمت شراب «اصل» مىگويند و دوم را مثل حرمت نبيذ «فرع» و آن علت را مثل مست كردن «وجه اشتراك». و اين قياس اعتبار ندارد به اعتقاد شيعه اماميّه و استدلال به آن باطل است. و اهل سنت اعتقاد تمام به اين دارند. و اين كلام شيخ در ابطال آن است.) سؤال كردند از شيخ- ادام اللَّه عزّه- در مجلس بعضى از قضاة و در آن مجلس جمع كثيرى از فقهاء و متكلمين بودند. پس گفتند به او چه چيز است بر ابطال قياس در احكام شرعى؟
شيخ فرمود: دليل بر اين، اين است ما يافتيم حكمى را كه گمان مىكنند خصوم ما آن «اصل» است و قياس بر آن كرده مىشود، و بيرون مىآورند از آن «فرع» را كه جايز است از خداى تعالى اينكه عبادت كرده شود و امر كند در واقعهاى كه حكمش آن است به خلاف آن حكم، با وجود آنكه آن واقعه بر حقيقت خود و بر جميع صفاتى كه دارد باقى باشد.
پس اگر قياس صحيح بود هر آينه تجويز نمىكرد عقول كه عبادت كرده شود خدا و امر به عبادت كند در آن حادثه به خلاف آن حكم مگر وقتى كه حالى
[١] براى اطلاع بيشتر مراجعه كنيد به كتاب« ابطال القياس» ابن حزم، چاپ دانشگاه دمشق، سال ١٣٧٩ هجرى قمرى.