دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٢٦ - فصل ٦٤ استدلال ابن شاذان به آيه قرآن در اثبات امامت
بعد از اين «فضل» گفته است اگر كسى بگويد عباس اقرب بود به رسول ٦ از امير المؤمنين ٧؛ (زيرا عبّاس عمّ وى بود و امير المؤمنين ٧ پسر عمّ و عمّ اقرب است از پسر عمّ) جواب مىگوئيم كه خداى تعالى ذكر نكرده است اقرب به رسول ٦ مگر با وصفى و آن اين است كه از مؤمنين و مهاجرين باشد و عباس از مهاجرين نبود و هجرت نكشيد به اتفاق مسلمانان. پس او بيرون رفت از اين آيه.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: من مىگويم كه امير المؤمنين ٧ اقرب بود به رسول ٦ از عباس و اولى بود به مقام آن حضرت از وى. اگر ثابت شود كه مقام موروثى مىباشد؛ زيرا امير المؤمنين ٧ پسر عم رسول ٦ از طرف پدر و مادر يعنى ابو طالب و عبد اللَّه از يك پدر و مادر بودند. و عباس رحمه اللَّه عمّ آن حضرت است از طرف پدر و بس يعنى برادر پدرى عبد اللَّه است و كسى كه نزديك باشد به دو سبب، اقرب است از كسى كه نزديك باشد به يك سبب.
و باز مىگويم كه اگر فاطمه عليها السّلام موجود نبود بعد از رسول ٦، هر آينه امير المؤمنين ٧ احقّ بود به تركه آن حضرت از عباس رحمه اللَّه و اگر ميراث مىبرد با ولد احدى غير از پدر و مادر و زن و شوهر، هر آينه امير المؤمنين ٧ احقّ بود به ميراث آن حضرت با فاطمه عليها السّلام از عباس رحمه اللَّه به قرابت از يك جهت.
شيخ- ادام اللَّه عزّه- مىفرمايد: من نمىدانم خلافى ميان اهل علم در اينكه امير المؤمنين ٧ پسر عم رسول ٦ بود از طرف پدر و مادر و عباس عمّ وى بود همين از طرف پدر و دلالت مىكند بر اين آنچه روايت كردهاند آن را ناقلان اخبار.
و آن اين است كه ابو طالب رحمه اللَّه گذر كرد به رسول ٦ ديد كه نماز مىكند و على ٧ در پهلوى وى ايستاده. پس چون سلام كرد و فارغ شد، ابو طالب گفت چه چيز است اين كار كه تو مىگوئى پسر برادر من؟
رسول ٦ فرمود: چيزى است كه امر كرده است مرا به آن ربّ من و مقرّب مىسازد مرا به سبب اين به جانب خود. پس ابو طالب گفت به پسرش جعفر كه اى