دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٨٦ - بحثى در باره آيه مباهله
پس واجب است كه نبوده باشد كسى افضل از كسى كه نفس رسول ٦ است به حكم خداى- عزّ و جلّ-، يعنى امير المؤمنين ٧.
[بحثى در باره آيه مباهله]
مأمون گفت كه آيا چنين نيست كه خداى تعالى «ابناء» به لفظ جمع گفته است يعنى «پسرها» و حال آنكه نخوانده است رسول ٦ مگر دو پسر خود را و بس، و ذكر كرده است «نساء» به لفظ جمع يعنى «زنها» و به درستى كه نخوانده است رسول ٦ مگر دختر خود را تنها، پس چرا جايز نيست كه ذكر كرده باشد خواندن كسى را كه نفس پيغمبر باشد و بوده باشد مراد در واقع حضرت پيغمبر خود نه غير او؟ بنا بر اين نيست براى امير المؤمنين ٧ اين فضيلتى كه ذكر كردى.
شيخ فرمود كه امام رضا ٧ جواب فرمود كه درست نيست آنچه تو ذكر كردى يا امير المؤمنين، زيرا طلبنده غير خود را مىطلبد، چنان كه كسى كه امركننده و حكمكننده است امر مىكند به غير خود، و صحيح نيست در حقيقت خود را بخواند، چنان كه صحيح نيست كه امر به خود كند در حقيقت. و هر گاه نطلبيده باشد نبى ٦ مردى را در مباهله مگر امير المؤمنين ٧ را، ثابت مىشود كه او نفس پيغمبر است كه اراده كرده است آن را خداى تعالى در كتاب خود و گردانيده است حكم آن حضرت را اينكه نفس رسول ٦ است در تنزيل و قرآن.
مأمون گفت: هر گاه اين جواب وارد شده سؤالى كه كردم باطل شد.