دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٥٨ - فصل ٨٤ علت بيعت كردن دوباره عباس با على ع
فصل ٨٤ [علت بيعت كردن دوباره عباس با على ع]
گفته است شيخ- ادام اللَّه عزّه- كه نديدم سستتر و ضعيفتر از دست آويز نمودن طايفه معتزله و اشاعره قول عباس بن عبد المطلب رحمه اللَّه را كه به امير المؤمنين ٧ گفت بعد از وفات رسول اللَّه ٦ كه بگشا دست خود را اى پسر برادر من تا بيعت كنم با تو. پس مردم بگويند كه عم رسول اللَّه ٦ بيعت كرد با پسر برادر خود و مخالفت نكنند بر تو هيچ يك از امت.[١] و دستآويز نمودن آن دو طايفه قول عباس را، بر اين روش است كه ادعا كردهاند كه اين قول دليل است بر اينكه رسول اللَّه ٦ نص نكرد بر امير المؤمنين ٧ به امامت؛ زيرا اگر نص مىكرد نمىخواند عباس آن حضرت را ٧ به سوى بيعت به واسطه آنكه كسى كه پيغمبر نص بر امامت او كرده باشد آن شخص احتياج ندارد نه در امامت و نه در كمال آن به بيعت امت.
پس چون عباس دعوت كرد آن حضرت را به عقد امامت به طريقى كه منعقد مىشود امامت بر مذهب اهل اختيار كه مذهب ايشان آن است كه امامت از جانب خدا و رسول نيست بلكه اختيار امت متحقق مىشود. از اين دعوت عباس معلوم مىشود كه نصّى از جانب پيغمبر براى امير المؤمنين ٧ نبوده.
شيخ مىفرمايد كه اين كلام با وجود سستى كه دارد به تحقيق حيران شدهاند قومى از شيعه در فهميدن غرض از كلام عباس و در دفع نمودن احتجاج آن دو طايفه مذكوره به اين كلام بر وجهى كه سزاوار و لايق باشد.
و به درستى كه واقع شد مباحثه ميان من و مردى بحّاث كه اعتقاد داشت كه به قول عباس مىتواند حجت آورد بر طايفه شيعه در بطلان مذهب ايشان كه پيغمبر
[١]« أنساب الاشراف» ٢/ ٢٦٥.