دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٢٦ - جهل عمرو بن عبيد و هاشم بن اوقص نسبت به فرمايش على ع - فرمايش پيامبر در باره اهل جمل
«أمرت أن أقاتل الناكثين و القاسطين و المارقين»
[١].
؛ يعنى مأمور شدهام كه جنگ كنم با طايفهاى كه با من بيعت كنند و بعد از آن بيعت را بشكنند (يعنى اصحاب جمل) و طايفه كه ظلم كنند و طريقه جور پيش گيرند (يعنى اصحاب معاويه كه به آن حضرت بيعت نكردند) و طايفهاى كه بيرون روند از دين من بعد از آنكه متديّن به دين من باشند (يعنى خوارج نهروان) از جمله قولهاى آن حضرت است كه گفته آن را به رأى خود از براى خدعه و فريب و همچنين قول آن حضرت در باره ذو الثّديه (كه او سركرده خوارج نهروان بود)
«ما كذبت و لا كذّبت»
[٢]؛ يعنى دروغ نگفتم هرگز و دروغ گفته نشدهام. (يعنى رسول خدا به من هرگز دروغ نگفته).
از جمله قولهاى آن حضرت است كه گفته است آن را به رأى خود از براى فريب.
بعد از آن ابراهيم گفته است در مقام اعتراض بر آن حضرت ٧ كه ممكن است هر گاه چيزى نزد امير المؤمنين ٧ حق باشد جايز است آن حضرت ٧ كه بگويد امر كرد مرا رسول ٦ خدا به آن چيز تا آنكه امر نكرده باشد رسول اللَّه ٦ آن حضرت را ٧ به خصوص آن چيز؛ زيرا خدا و رسول ٦ امر كردهاند به هر چيزى كه حق باشد.
[جهل عمرو بن عبيد و هاشم بن اوقص نسبت به فرمايش على ع]- [فرمايش پيامبر در باره اهل جمل]
گفته است شيخ- ادام اللَّه حراسته- كه مىگوئيم به ابراهيم كه اين سخن از جهل و گمراهى عمرو بن عبيد و هاشم بن اوقص است. و همچنين از ضعف عقل تو نيز اى ابراهيم كه اعتماد كردهاى بر سخن اين دو كس. و طعن زدهايد تو و جماعت تو بر امير المؤمنين ٧؛ زيرا كه امير المؤمنين ٧ فرموده است قول او را كه مذكور
[١]« تاريخ بغداد» ٨/ ٣٤٠- ٣٤١.
[٢]« نهج البلاغه، ترجمه شهيدى» ص ٣٩٣، كلمه قصار ١٨٥؛« تاريخ بغداد» ٧/ ٢٣٧.