دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٢٥ - ملاك تشخيص احاديث پيامبر ص از احاديث على ع
هست.
پس اگر دلالت نمودن امير المؤمنين ٧ بر اينكه مردم فرق كنند ميان احاديث او ٧ كه به عنوان تعريض و كنايه فرموده و ميان احاديث او ٧ كه نه از براى طريق صادر شده عذرخواهى باشد از گناهى كه كرده است يا اشتباهى كه واقع شده از او حاشا كه چنين باشد.
پس دلالت كردن خداى تعالى بر اينكه مردم فرق كنند ميان آيات محكم او و آيات متشابه او، هر آينه عذرخواهى بود از خطائى كه از خدا واقع شده و اين كفر و الحاد است. نعوذ باللَّه منه.
و من نديدم عجيبتر از كسى كه حكايت كند از گويندهاى كه او سخن گفته به عنوان حقيقت و همچنين تكلم نموده به عنوان كنايه و تعريض و خالى نگذاشته آن گوينده كلام خود را از علامتى كه مردم به آن تميز كنند ميانه دو قسم كلام آن گوينده و حكم كند آن كس بر آن گوينده به تدليس در حرف زدن به واسطه نصب علامتى كه كرده.
پس مىگوئيم كه به اعتقاد نظام اگر عارى باشد كلام آن گوينده از آن علامت آيا در اين صورت ازاله التباس كرده و توضيح مقصود نموده. و چگونه كسى چنين حكمىتواند زيرا محض جهل و وسواس است و اگر در اين صورت التباس و تدليس لازم است پس چگونه در صورت نصب علامت تدليس و تلبيس به آن گوينده نسبت توان كرد اگر نه عناد پا در ميان گذارد با آنكه حديثى كه ابراهيم روايت كرده از حميد بن عبد الرحمن حميرى معروف نيست و ثابت نشده و از ناقلان اخبار و آن روايت از جمله دروغهاست كه پيش از اين از نظّام مذكور شد.
پس گفته است نظّام كه گفتهاند عمرو بن عبيد و هاشم بن اوقص كه به آن مىماند قول امير المؤمنين ٧ كه: