دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٩٧ - دشمنى شعبى با على ع و احاديث جعلى وى
و اگر چنان كه ابراهيم گفته ساكت ساخته باشد زيد بن ثابت، امير المؤمنين ٧ را، پس به درستى كه زيد بن ثابت دروغگو برآورده حضرت پيغمبر را ٦؛ زيرا ملزم ساخته كسى را كه پيغمبر شهادت داده است كه آن كس قاضىتر است از زيد بن ثابت.
و بدان كه طايفه ناصبه روايت كردهاند از پيغمبر ٦ كه گفته است زيد بن ثابت داناترين شماست در علم به قسمت ميراث.[١] و بر تقديرى كه اين روايت حق باشد مسأله مكاتب را به ميراث ربطى نيست تا طايفه ناصبه بيرون كنند از شناعت ساكت ساختن زيد بن ثابت امير المؤمنين ٧ را.
پس بنا بر گفته نظّام، لازم است بر ناصبه تكذيب زيد پيغمبر را ٧ با آنكه اجماع كردهاند كه مذهب امير المؤمنين در سنگسار كردن و مسأله مكاتب مخالف مذهب زيد بن ثابت و عثمان است و اين دلالت مىكند بر بطلان ادعاى ناصبه (كه امير المؤمنين تابع عثمان شد و از زيد بن ثابت ملزم گرديد)
[دشمنى شعبى با على ع و احاديث جعلى وى]
ديگر گفته است ابراهيم نظّام كه روايت كرده داود از شعبى كه امير المؤمنين ٧ سه مرتبه برگرديد و رجوع فرمود در اين مسأله كه اگر كسى به زن خود بگويد «أنت حرام علىّ» آيا حرمت لازم است يا نه؟
شيخ- ادام اللَّه عزّه- مىفرمايد كه اگر كسى احتجاج بكند در بطلان اين روايت مگر به همين كه شعبى راوى نيست به درستى كه كافى است و احتياج به حجت ديگر نيست؛ زيرا شعبى مشهور بوده به دشمنى حضرت امير المؤمنين ٧ و ذريّت و شيعه او و مشهور بوده به دروغگوئى و بوده است او شراب خوار هميشه مست، قمار باز عيّار، و تعليم پسر عبد الملك بن مروان مىداده و افسانهگوى حجّاج بوده.
روايت كرده است اسماعيل بن عيسى عطّار از بهلول بن كثير از ابو حنيفه كه گفت: رفتم نزد «شعبى» كه از او مسأله پرسم ناگاه ديدم شطرنج و نبيذ پيش او
[١]« الاصابه» ٢/ ٤٩٢ شرح حال شماره ٢٨٨٧.