دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٨٢ - انتقاد ابراهيم نظام از ابن مسعود
خود در اين كرده پس بايد جايز باشد نزد او اجتهاد در آيهاى كه سؤال كنند از او.
هر كه عظيم شمرده به رأى خود سخن گفتن را در شرعيات چنين عظيم شمردنى كه از ابو بكر به عمل آمده اقدام نمىكند بر سخن گفتن به رأى خود چنين اقدامى كه ابو بكر كرده است.
[مخالفت عمر با ابو بكر در مسائل شرعى]
گفته است جاحظ كه گفته است ابراهيم نظّام به درستى كه من نهايت تعجب دارم از اين سخن عمر كه گفته است: «به درستى كه من شرم دارم از خداى عز و جل در اين كه مخالفت كنم با ابو بكر»[١]؛ زيرا اگر عمر تابع ابو بكر شده براى آنكه او هرگز خطا نمىكند و مخالفت او جايز نيست.
پس چرا مخالفت ابو بكر كرده در مسأله جدّ صد مرتبه. و همچنين مخالفت او كرده در اهل «ردّه» بلكه در بسيارى از چيزها. و اگر عمر اين سخن را نگفته از براى آنكه ابو بكر خطا نمىكند بلكه خطا بر ابو بكر نزد عمر جايز است. لكن اين سخن را براى آن گفته كه ظاهر شده بر عمر كه آنچه ابو بكر در «كلاله» گفته حق به جانب اوست و خطا نكرده.
پس چه دخل دارد سخن عمر كه من شرم دارم از خداى عز و جل در آنكه مخالفت با ابو بكر كنم و حال آنكه سخن حق چيزى است كه هر كه بگويد و اگر چه دورترين مردم باشد از نظر اعتبار بر عمر لازم است كه اقرار كند به آن. با آنكه ابو بكر خود نيز از روى جزم نگفته معنى كلاله را و به تحقيق خود را برى ساخته نزد قوم از معنى آن.
[انتقاد ابراهيم نظّام از ابن مسعود]
گفته است جاحظ كه گفته است ابراهيم همچنين است ابن مسعود (يعنى مثل عمر و ابو بكر است) در آنكه نقيض خود گويد و به باطل سخن سرايد در دين. آيا نمىبينى او را كه گفته است در حديث بروع[٢] دختر واسق كه من حكم مىكنم در حق او به رأى
[١]« تفسير طبرى» جلد ٣، جزء ٤/ ٣٧٦.
[٢] در بعضى از نسخهها« يروع» ذكر شده است.