دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٩ - اشعار سيد حميرى در باره امارت على ع
معروف بود در زمان سابق هر آينه اخلال نمىكرد به ذكر اين «سيد اسماعيل بن محمد» در اشعار خويش و ترك نمىكرد نظم كردن آن را با وجود اغراق وى در ذكر فضائل، آنچه شنيده نشده است مگر از او، پس اگر راست گوئيد شما را چه بوده است باعث كه او ذكر نكرده است نصّ جلى را و اعتماد نكرده است بر آن در چيزى از گفتگوهايش و حال آنكه اين است اصلى كه عمل به آن كرده مىشود اگر ثابت شود.
پس من گفتم: از خاطر تو رفته است اى شيخ مواضع گفتگوهاى سيد مذكور در باب نص به سبب عدول تو از عنايت و اهتمام به روايت شعر اين سيد، و اگر صرف مىكردى تو طاقت خويش را در تتبّع قصائد وى، هر آينه مىدانستى آنچه خفى است از تو در اين باب، و ساكت مىگردانيد تو را دانستن آن از اعتماد بر چيزى كه اعتماد كردهاى بر آن، خلوّ شعر سيّد از نص جلى چنان كه ذكر كردى تو در استدلال به اين.
[اشعار سيد حميرى در باره امارت على ع]
پس به تحقيق كه گفته است سيد اسماعيل بن محمد[١] در قصيده «رائيه»:
|
الا الحمد للَّه حمدا كثيرا |
ولىّ المحامد ربّا غفورا |
|
[١]. اسماعيل بن محمد حميرى ملقّب به« سيّد» و« سيّد الشعراء» از شاعران جليل القدر و عظيم الشأن مىباشد و تمام همّتش را به كار گرفته بود تا همه فضائل على ٧ را به نظم بكشد چنان كه صاحب الأغانى از مدائنى نقل مىكند كه سيد حميرى مىگفت هر كسى فضيلتى براى على ٧ ذكر كند كه من در باره آن شعرى نگفته باشم، اين اسب را به عنوان جايزه به او خواهم داد. در اين هنگام مردى فضيلتى براى على ٧ ذكر كرد و سيد حميرى آن اسب را به او عطا نمود و در همان لحظه آن فضيلت را به شعر و نظم كشيد. سيد حميرى در سال ١٧٩ هجرى قمرى در بغداد چشم از جهان فرو بست. ر. ك: الكنى و الالقاب ٢/ ٣٣٤- ٣٣٩، كامل بهائى ١/ ٥٤.