دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٨٨ - مناظره شيخ مفيد با أبو العباس هبة الله - اشعار عمير بن اهلب در جنگ جمل
؛ يعنى ساخته مىشود كار وقتى بنى تيم غايباند و احتياج به ايشان نيست و كسى رخصت نمىگيرد از ايشان وقتى كه حاضر باشند.
|
و انّك لو رأيت عبيد تيم |
و تيما، قلت ايّهما العبيد[١] |
|
اگر تو ببينى غلامان تيم را و تيم را فرق نمىكنى ميان ايشان و نمىگوئى كدام بنده است و كدام صاحب.
پس ذكر كرده است شاعر كسى كه ببيند ايشان را فرق نمىكند ميان بندگان ايشان و صاحبانشان به سبب استتار قدر آنان.
[مناظره شيخ مفيد با أبو العباس هبة الله]- [اشعار عمير بن اهلب در جنگ جمل]
چون آن شيخ اين را گفت، معارضه و منازعه كرد با او ابو العباس بن هبة اللَّه منجم و بر سبيل استهزاء گفت: يا شيخ! چه چيز عارف كرده است تو را به اشعار عرب، آيا اين شعر در باب تيم بن مره است يا تيم الرباب؟ (يعنى البته آخرى است).
و مىخنديد به آن شيخ و تمسخر مىكرد و مىگفت: لايق تو اين است كه جمع كنى ديوانهاى عرب را از براى آنكه ربط تو به آنها خوب است.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد من گفتم به ابو العباس كه گردانيدهاى تو اين تمسخر را شيوه و سرمايه خود، و اگر انصاف بدهى در گفتگو هر آينه انصاف مىدهى در احتجاج و اقرار مىكنى به صحت حجت ما.
پس اگر گفتگو كنيم ما با تو در اثبات اينكه اين شعر در باب بنى تيم بن مرة است رجوع خواهد شد برهان در اين به مردم عارف و كتابهائى كه تصنيف شده است برطرف مىشود مجلس و مىگذرد وقت.
و ليكن حاكم ميان ما و تو كتابهاى تاريخ است و هر كس اطلاع دارد بر قصه جمل و جنگ بصره.
پس آيا شكى است در شعر عمير بن اهلب ضبّى كه نثار مىكرد جان خود را در
[١] اين شعر از« جرير» است:« ديوان جرير» ص ١٢٦ به جاى« و لا يستأذنون»،« و لا يستأمرون» و به جاى« رأيت»،« لقيت» و به جاى« أيّهما»،« أيّهم» آمده است.