دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٠٠ - حزن پيامبر و داستان غار
است هر گاه بگويد بكن، ليكن عدول كردم و برگشتم از ظاهر به سبب دليل عقلى كه واجب ساخته است بر من عدول را، چنان كه واجب مىسازد و بر من دليلى كه موافقت كنم با ظاهر وقتى نباشد دليلى كه بگرداند ما را از ظاهر.
و آن دليل كه باعث عدول از ظاهر مىشود آن است كه ثابت شده است عصمت انبيا ٧ و خبر مىدهد اين از اينكه ايشان اجتناب از گناهان كردهاند؛ زيرا معنى عصمت اين است كه از جميع گناهان پاك باشند.
(پس بنا بر اين نهى از خوف موسى ٧ و حزن رسول ٦ را از ظاهر كه حرمت است بر مىگردانيم بر كراهت و ناخوشى يا معنى ديگر حمل مىكنيم).
و هر گاه اجماع حاصل باشد بر اينكه ابو بكر معصوم نبود مثل عصمت انبياء عليهم السّلام، هر آينه واجب است كه جارى سازند كلام خدا را در چيزى كه متضمن است كلام خداى را كه آن قصّه ابو بكر است بر ظاهر نهى و حقيقت آن و قبح حالى كه وى بر آن بوده است كه دلگيرى اوست.
پس متوجه شده است نهى به سوى ابو بكر از دائم داشتن آن حال را، از براى آنكه دليل نيست كه بگرداند ما را از ظاهر نه عصمت و نه چيزى از جانب خداى تعالى و نه از جانب رسول ٦. پس به تحقيق باطل شد چيزى كه آن را خيّاط اراده كرده بود و حال آنكه او در حقيقت رئيس معتزله است و ظاهر شد ضعف و سستى اعتماد او.
[حزن پيامبر و داستان غار]
و واضح مىكند صحت آنچه را كه ذكر كرديم آن چيزى كه رسيده است به خاطر مشايخ رحمهم اللَّه.
و آن اين است كه خداى تعالى نازل نكرده است سكينه را هرگز بر نبى ٦ در موضعى كه بوده است با او يكى از اهل ايمان مگر اينكه عام گردانيده ايشان را به نزول سكينه، يعنى نزول سكينه را عام مىكرده است برايشان و شامل همه مىگردانيده، و به اين طريق آمده است در قرآن چنان كه فرموده است:
وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ