دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٨٦ - فصل ١١٠ معرفى بيشتر شيعه دوازده امامى - حقانيت شيعه دوازده امامى
و چه فرق است ميان اينكه خالى باشد يك سال و ميان ابد الآباد.
و به درستى كه اين قول خروج است از مذهب اماميه چنان كه هيچ يك از اماميه بر آن نرفتهاند و قائل شدن است به قول خوارج و معتزله و هر كه از شيعه قائل به اين قول شود ما به همان دليل كه قول خوارج و معتزله را باطل كردهايم دست مىزنيم و اثبات مىكنيم وجوب امامت را در هر عصرى از اعصار.
پس مىگوئيم به ايشان از كجا دانستيد امام حسن عسكرى هنوز زنده نشده است و بعد از اين زنده خواهد شد و به درستى كه به اين سخن باطل مىشود مذهب ايشان كه به محض گمان و توهّم است و دليل بر آن ندارند.
و اما آنچه استدلال كردهاند به آن از اينكه قائم را قائم از اين جهت مىگويند كه بعد از موت زنده مىگردد و قائم مىشود به امر امامت، پس به درستى كه احتمال دارد كه مراد از اين عبارت آن باشد كه قائم از اين جهت مسمى است به قائم كه بعد از آنكه ذكر او مرده باشد. يعنى امت از او غافل باشند قائم خواهد شد به امر امامت نه آنكه مراد مرگ او بوده باشد به حسب حقيقت. با آنكه اين طايفه در اين استدلال اصلا فرق نمىيابند ميان خود و ميان كيسانيه. آمده است روايت به اينكه قائم را از آن جهت قائم مىگويند كه قائم مىسازد دينى را كه مندرس شده است و ظاهر مىگرداند حقى را كه مخفى مانده است و قائم مىگردد به حق بىآنكه تقيه كند در چيزى از دين. و اين روايت باطل مىكند دعواى اين طايفه را.
و اما فرقهاى كه گمان كردهاند كه جعفر بن على النقى ٧ امام است بعد از برادر خود حسن عسكرى ٧، پس به درستى كه اختيار نمودهاند اين مذهب را از طريق ظن و وهم بدون آنكه خبرى يا روايتى به ايشان رسيده باشد كه نظر در آن بايد كرد كه ببينيم دلالت بر مذهب ايشان دارد يا نه و به درستى كه فرق نيست ميان اين فرقه و ميان آنكه ادعا كند امامت را بعد از حسن عسكرى ٧ از براى بعضى از آل ابو طالب و اعتماد نمايد بر محض دعوا بىآنكه برهان بر آن داشته باشد.
و اما آنچه استدلال كردهاند از ابو عبد اللَّه ٧ كه آن حضرت ٧ فرموده است