دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٠٦ - گواهى كودكان در قرآن
پس مىگوئيم از اين جهت رسول ٦ استشهاد ننمود به كمال عقل امير المؤمنين ٧ بر صدق دعواى خودش، و احتجاج نكرد به آن بر منكرين تا آنكه لازم باشد كه مسلمانان آن را از جمله معجزات پيغمبر ٦ بشمارند.
وجه ديگر و آن اين است كه ممكن است حق تعالى مصلحت خلق را در اين داند كه رسول ٦ باز دارد نفس خود را از آنكه احتجاج كند به كمال عقل امير المؤمنين ٧ بر منكرين و دعوت كند مردم را نظر كردن در اين. بلكه اعتماد پيغمبر ٦ بر آنچه خرق عادت در آن ظاهر و هويدا باشد أولى و أليق باشد در مصلحت در دين نظر به علم خداى تعالى به مصالح امور.
وجه ديگر و آن آنست كه رسول ٦ اگر چه احتجاج نفرمود به كمال عقل امير المؤمنين ٧ صريحا اما به درستى كه به جا آورد چيزى را كه قائم مقام احتجاج بود به كمال عقل آن حضرت ٧؛ زيرا ابتدا كرد پيغمبر ٦ به دعوت امير المؤمنين ٧ پيش از همه مردم با آنكه بلوغ و عقل در ايشان ظاهر بود و اعتماد نمود ٦ بر آن حضرت ٧ در اينكه اسرار خود را به او ٧ اظهار كند و امانت گذاشت در آن حضرت چند چيز را كه ترسان بود از اظهار آنها به غير آن حضرت. پس دلالت مىكند اختصاص پيغمبر ٦ امير المؤمنين ٧ را از ميانه مردم به رازدارى خود بر اينكه كمال عقل امير المؤمنين در آن سن معجزه حضرت پيغمبر ٦ و دليل صدق دعواى پيغمبرى آن حضرت است؛ زيرا صغر سن آن مقدار فهم و عقل كه محرم اسرار كسى توان بود و قابليت اظهار معنى چند توان داشت كه در اظهار آن به بالغين و عقلا خوف بوده باشد خرق عادت است.
و مع هذا حضرت پيغمبر ٦ گردانيد اختصاص امير المؤمنين ٧ را به آنچه مذكور شد از جمله مفاخر و مناقب و فضائل آن حضرت. و مذكور كرد آن اختصاص را و شهرت داد ميانه اصحاب خود و احتجاج كرد به آن از براى آن حضرت ٧ در بزرگى شأن و مرتبه.