دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٧٦ - فصل ١٠٦ اماميه بعد از شهادت امام رضا ع سه فرقه شدند
كه طايفه واقفيه به همان چيز طعن مىزنند به ايشان در نقل نص بر امامت امام رضا ٧.
پس به هر چه اين طايفه رفع طعن واقفيه كنند، ما نيز به همان چيز دفع مىكنيم طعن ايشان را در نص بر امامت امام محمد تقى ٧. و به درستى كه ايشان را از اين سخن مخلص نيست.
با آنكه آنچه مشتبه شده برايشان از جهت سن امام محمد تقى ٧ فساد آن و بطلان آن نهايت وضوح و ظهور دارد؛ زيرا كمال عقل را انكار نمىتوان كرد در حجج اللَّه تعالى با وجود صغر سن. به درستى كه حق تعالى فرموده:
(قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا)[١] پس اللَّه تعالى خبر داده از حضرت عيسى ٧ به سخن گفتن در گهواره و همچنين اللَّه تعالى فرموده در قصه يحيى ٧ كه: (وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا)[٢] و به تحقيق اجماع كردهاند جمهور شيعه و جميع آنكه مخالف است در مذهب ايشان كه رسول ٦ دعوت فرمود على بن ابى طالب ٧ را در صغر سن و دعوت نكرد ديگرى را از اطفال و مباهله فرمود به امام حسن و امام حسين ٧ در آن حال كه هر دو طفل بودند.
و هر گاه حال بر اين منوال بوده باشد كه ما ذكر كرديم از مخصوص گردانيدن اللَّه تعالى حجج خود را به حالى چند كه در ديگران يافت نشود. پس باطل شد آنچه اين طايفه دست زدهاند به صغر سن امام محمد تقى ٧ در اثبات مذهب خود.
با اينكه اين طايفه اقرار كردهاند به ظهور معجزات برائمه ٧ و خرق عادت در ايشان. پس به تحقيق باطل مىشود اصلى كه به آن اصل ابطال مىكنند امامت امام محمد تقى ٧ را؛
[١]. سوره مريم، آيه ٢٩- ٣٠.
[٢]. سوره مريم، آيه ١٢.