دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦٢١ - بحثى در باره صفات خداى تعالى
سبب اين قول نسبت مىدهند ايشان را به جنون و هذيان.
و هر گاه مىپرسيم از ايشان فرق ميان قول خودشان و قول مجبّره با اينكه هر دو يكى است. مىگويند كه ما از براى آن نسبت جهل مىدهيم به مجبره كه ايشان مىگويند صفات اللَّه تعالى نه عين اللَّه تعالى است و نه غير اللَّه تعالى و مع هذا مىگويند صفات اللَّه معانى موجوده است.
[بحثى در باره صفات خداى تعالى]
و ما اين قول را قائليم مىگوئيم: صفات اللَّه تعالى معانى موجوده نيست و به درستى كه اين جماعت اگر بدانند كه در اين فرقى كه قصد كردهاند قصد تناقض نمودهاند و از طريق عقل به در رفتهاند، هر آينه شرمسار و منفعل خواهد شد از اين فرقه، كه طايفه مجبّره چون ثابت كردهاند از براى اللَّه تعالى صفات چند كه مخصوص است به موجود به وساطتى معانى چند واجب دانستهاند وجود اين معانى را چنان كه به تحقيق آن است؛ زيرا محال است صفتى كه مخصوص است به موجود، حاصل شود در موجود به واسطه معنىاى كه آن موجود نباشد از اين جهت كه خلل و فساد اين ظاهر است. و اين جماعت تأمل در مذهب خود نكرده ثابت كردهاند صفاتى چند را كه حاصل نمىباشد مگر در موجود به وسيله احوالى چند كه آن «احوال» را نه موجود مىدانند و نه معدوم!؟
پس حاصل شد تناقض در قول ايشان از دو جهت كه منضمّ مىشود اين دو جهت به تناقض ايشان در انكارى كه بر مجبّره مىكردند پس از سه جهت تناقض بر اين جماعت لازم آمد، با آنكه مذهب ابو هاشم معتزلى كه سركرده آن جماعت است و مذهب پدرش نيز آن است كه وجودش آن است كه با آن صحيح باشد علم به آن شىء و خبر دادن از آن شىء و ابو هاشم را اعتقاد آن است كه احوال را كه ثابت كرده از براى اللَّه تعالى و مىگويند كه آن احوال نه وجود دارند و نه عدم معلومند از براى او و او از روى اعتقاد خبر مىدهد از آن احوال و دعوت مردم را به اينكه اعتقاد كنند قول به صحت آن احوال را و مع هذا مىگويند كه موجود و شىء نيستند.
به درستى كه اين سخن چيزى است كه پوشيده نيست تناقض در آن بر كسى كه