دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦١٧ - فصل ١١٥ مناظره شيخ مفيد با يكى از عباسيان در سامرا
و جمعى را كه قابليت نظر در اختيار امام و نصب خليفه داشته باشند به درستى كه نام نبرد عباس رحمه اللَّه را اصلا در هيچ يك از اين جماعت و على بن ابى طالب ٧ را كه نام برد، عيب كرد او را و وصف كرد او را يك بار به خوش طبعى و يك بار ديگر به حرص به دنيا و امر كرد كه بكشند على بن ابى طالب ٧ را اگر مخالفت كند عبد الرحمن بن عوف را و گردانيد حق را در جانب عبد الرحمن نه على بن ابى طالب و تفضيل داد عبد الرحمن را بر على بن ابى طالب ٧[١].
با اين همه مراتب، گرفت از على بن ابى طالب و از عباس و جميع بنى هاشم خمسى را كه گردانيده بود اللَّه تعالى از براى ايشان. و خوار و ذليل كرد ايشان را در خمس و مانع شد ايشان را از حق خودشان كه خمس باشد. و گردانيد مصرف خمس را در اسلحه جنگ و اسبان.
پس به درستى كه اى شريف- ايّدك اللَّه تعالى- زبان مىگشائى به طعن على بن ابى طالب ٧ و عباس رحمه اللَّه از اين جهت كه مخالفت شيخين كردند و كراهت داشتند از امامت ايشان و تأخر نمودند از بيعت با ايشان و انديشه مىنمائى كه سلوك كنى با ايشان طريقه شيخين را از تأخير فرمودن مر ايشان را از منزلت خود و چشم پوشيدن از رتبه ايشان و پست نمودن قدر ايشان. پس رجوع كن به اين به درستى كه گمراهى است بىشك و شبهه و اگر رأى تو ولايت ايشان است و تعظيم نمودن ايشان و اقتدا كردن به ايشان. پس سلوك نما طريقه ايشان را و وحشت مكن از تخطئه هر كه مخالفت كند با ايشان مانند ابو بكر و عمر. زيرا به تحقيق كه نيست در اين مقام احتمال ديگر به غير از دو احتمال.
پس گفت آن مرد عباسى در وقت شنيدن اين كلام كه بار خدايا تو حكم مىكنى در ميان بندگان خود در آنچه ايشان با يك ديگر مخالفت مىنمايند.
[١].« تاريخ طبرى» ٥/ ٧٨ ذيل حوادث سال ٢٣