دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٠٢ - احاديث جعلى ابراهيم نظام
كشندگان عثمان را و كارها به سر خود مىكرد بىآنكه به كسى صلاح بيند و آنچه مانند اين باشد و اگر چيزى از آنچه حكايت كرده ابراهيم نظّام از امير المؤمنين ٧ منقول مىبود هر آينه دشمنان آن حضرت پراكنده مىكردند آن را و در شهرت آن سعى مىنمودند و در امتناع از امامت آن حضرت اعتماد بر آن مىكردند چنان كه بيان كرديم.
پس معلوم شد كه در ساكت بودن همگى دشمنان آن حضرت ٧ از آنچه ابراهيم حكايت كرده از آن حضرت ٧ دليلى واضح هست بر بىحيائى ابراهيم نظام و عناد او و سستى آنچه اعتماد كرده بر آن از دروغ روشن. خصوصا ساكت بودن خوارج نهروان كه مكرّر بحثها و مناظرات در ميان ايشان و آن حضرت ٧ روى داد.
[احاديث جعلى ابراهيم نظّام]
ديگر طعن زده ابراهيم نظام بر امير المؤمنين ٧ كه آن حضرت مخالفت كرده است با همگى امت در جواز فروختن امّهات اولاد و در حيضها كه مدار عدّه زنان بر آن است و در بريدن دست از بيخ انگشتان و در دادن دزد به دست گواهان دزدى و در تازيانه زدن وليد بن عقبه چهل تازيانه در زمان خلافت عثمان و در بلند نام بردن مردمان در قنوت نماز صبح و در قبول كردن گواهى اطفال بعضى بر بعضى.
نظام گفته است: و حال آنكه گفته است خداى عزّ و جلّ:
مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ[١] و در گرفتن نصف ديت مرد از اولياى زنى كه كشته شده بود در دست آن مرد و در گرفتن نصف ديت از كسى كه هر دو چشم داشت و در عوض چشم خود كه به دست شخص يك چشم كور شده بود چشم او را كور كرد و در تعيين كردن مردى كه بگزارد نماز عيدين را با ضعفا در مسجد اعظم.
و گفته است ابراهيم و غير آنچه شمرديم از آنچه آن حضرت در زمان سلطنت خود به جا آورد و به آن حكم فرمود و گفت آن را و حال آنكه مخالف همگى
[١] سوره بقره، آيه ٢٨٢.