دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٩١ - پاسخ شيخ مفيد به ادعاى معتزله در باره توبه زبير
حكم كرده است بر قاتل وى به آتش. و اگر مراد تنبيه بر آن نبود كافى بود اينكه بگويد فلانى از اهل آتش است بىذكر مقتول؟ جواب مىگوئيم كه ذكر كردن نبى ٦ قتل زبير را نزد بشارت براى قاتل وى به آتش وجهى دارد غير آنچه تو گمان كردى و آن اين است كه چون زبير سر فتنه و سرهنگ اهل ضلالت و امير و قائد اهل نكث و جهالت بود، پس قتل او بنا بر ظاهر واجب مىسازد براى قاتل وى اعظم منازل و اجلّ مراتب و اكثر ثواب و مدايح.
چنان كه واجب است براى قاتل نبى و صديقى تقى و امام مسلمانان نيكوكار وفاكننده به اقوال خويش، عقاب عظيم و حال آنكه معلوم نبى ٦ از حال اين قاتل ضد آن چيزى بوده است كه اقتضاء مىكند ظاهر حال، پس اراده كرد نبى ٦ كه واضح كند حال او را و كشف كند باطن و عاقبت وى را تا اينكه مشتبه نشود حال او چنان كه مذكور شد و تا اينكه زايل شود شبهه در آنچه واجب است اعتقاد به آن بر ظاهر حال.
و اين مثل اين است كه خداى تعالى بداند كه فلانى مىكشد بندهاى را و او مسلمان است و پرهيزكار و عادل و وفاكننده و نيكوكار نه از روى عمد بلكه به طريق سهو و يا حسن ظن به او و سلامت نيت و اخلاص براى خداى تعالى در طاعت.
پس ذكر كند به نبى ٦ كه اين قاتل از اهل بهشت است و آن حضرت نقل كند و بفرمايد كه فلان امام كشته خواهد شد و قاتل او از اهل بهشت است تا اينكه واضح شود به قول آن حضرت حال او و منع كند از اعتقاد در او به آنچه مقتضاى ظاهر فعل اوست يعنى كشتن امام.
پس بشارت داده است او را به بهشت با ذكر كشتن وى مردى از اهل جنّت را تا اينكه دلالت كند بر اينكه كشتن وى او را واقع نشده است به طريقى كه مستحق عقاب شود و زايل شود شبهه در امر او و برگرداند مردم را از اعتقاد به مقتضاى ظاهر حال وى.