دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٥٩ - فصل ٨٤ علت بيعت كردن دوباره عباس با على ع
نص كرده بر امامت امير المؤمنين ٧. و آن حضرت مىخواست كه در مجلسى از مجالسشان مرا در هم شكند، و در آن مباحثه مرا با او سخنان بسيار روى داد كه الحال مىآورم مختصرى از آن سخنان را و اعتماد مىكنم بر بعضى از آن سخنان، زيرا شرح تمام آن سخنان به طول مىانجامد.
و آن مختصر آن است كه مىگوئيم به طايفه معتزله و اشاعره كه اگر دعوت عباس امير المؤمنين ٧ را به بيعت دلالت كند بر آنچه شما گفتيد از بطلان نص و ثبوت امامت از جهت اختيار، پس لازم مىآيد كه دعوت پيغمبر ٦ انصار را به بيعت خود در شب «عقبه» و همچنين دعوت پيغمبر ٦ مهاجران و انصار را در زير «شجره رضوان»[١] دلالت كند بر اينكه ثبوت آن حضرت ٦ ثابت باشد از جهت اختيار مردم آن حضرت را و بيعت نمودن با او ٦، پيغمبر باشد؛ زيرا اگر واجب مىبود طاعت آن حضرت ٦ از جانب خدا و معجزه دليل پيغمبرى او مىبود هر آينه مستغنى مىبود از اينكه امت بيعت كنند با او ٦.
پس شما اگر قايل مىشويد به آنچه لازم مىآورديم، به تحقيق كه بيرون مىرويد از دين و ملت و اگر قائل نمىشويد، به تحقيق باطل مىگردانيد قول خود را كه گفتيد دعوت امت كسى را به بيعت، دليل آن است كه نصّ بر او واقع نيست.
پس اگر بگويند كه دعوت پيغمبر ٦ امت را به بيعت از براى اثبات نبوت آن حضرت نبود، بلكه از براى عهد كردن بود در نصرت آن حضرت ٦ بعد از آنكه دانسته بودند حقيقت و صدق آن حضرت را در آنچه آورده بود از جانب خداى عز و جلّ از پيغمبرى خود.
مىگوئيم در جواب ايشان كه بسيار خوب گفتند اين سخن را و همچنين ما هم مىگوئيم كه دعوت عباس امير المؤمنين ٧ را به آنچه آن حضرت دست بگشايد از براى ثبوت امامت آن حضرت نبود. بلكه از براى تجديد عهد بود در نصرت و جهاد كردن با دشمنان آن حضرت ٦؛
[١]« تاريخ طبرى» ٣/ ١٣٠ ذيل حوادث سال ششم هجرى قمرى.