دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥١٧ - تشويق و حمايت ابو طالب از على ع - اشعار ابو طالب دلالت بر ايمانش دارد
مبارك پيغمبر ٦.
و روايت وارد شده به اينكه آن نماز، اوّل نماز جماعتى بود كه گزارده شده در اسلام. بعد از آن ابو طالب انشاد كرد و گفت:
|
انّ عليّا و جعفرا ثقتى |
عند ملمّ الزّمان و الكرب |
|
|
و اللَّه لا اخذل النّبىّ و لا |
يخذله من بنىّ ذو حسب |
|
|
لا تخذلا و انصرا ابن عمّكما |
أخى لأمّى من بينهم و أبى[١] |
|
؛ يعنى به درستى كه على بن ابى طالب ٧ و جعفر محلّ اعتماد مناند در وقت فرود آمدن بلاهاى روزگار و غمها. قسم به خدا كه فرو نمىگذارم پيغمبر را ٦.
و نيست آنكه فرو گزارد پيغمبر را ٦ از فرزندان من آنكه صاحب كمال باشد.
فرو مگذاريد اى على و اى جعفر و يارى كنيد پسر عمّ خود را كه برادر من است آن عم از جانب پدر و مادر در ميان برادران.
پس ابو طالب اعتراف كرده به پيغمبرى پيغمبر ٦ اعتراف صريح در آن قول كه گفته:
«و اللَّه لا اخذل النّبىّ» و مشخص است كه اصلا فرقى نيست ميان اينكه ابو طالب وصف پيغمبر ٦ به پيغمبرى در نظم و شعر كرده باشد و ميان اينكه او اقرار كند در نثر و گواهى دهد به پيغمبرى پيغمبر ٦ در كلامى كه نظم نباشد. و اين هر دو، حقيقت ايمانند چنان كه مخفى نيست. و از آنچه دلالت مىكند باز بر ايمان او به پيغمبر ٦ قول اوست در قصيده لاميّه:
|
الم تعلموا انّ ابننا لا مكذّب |
لدينا و لا يعنى بقول الاباطل |
|
|
و أبيض يستقى الغمام بوجهه |
ثمال اليتامى عصمة للارامل[٢] |
|
؛ يعنى آيا نمىدانيد اى گروه مردمان كه فرزند ما نسبت داده شده به دروغ
[١]« ديوان ابى طالب» ص ٦٧.
[٢]« ديوان ابى طالب» ص ٢٦،« الكافى كلينى» ١/ ٤٤٩.