دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٢١ - اشعار ابو طالب در حمايت از پيامبر ص
و فرو گذاريم او ٦ را اين حال كه شما گفتيد نمىتوان بود مگر اينكه كشته شويم نزد پيغمبر ٦ و از ياد ما به در رود و فرزندان ما و زنان ما از براى حمايت پيغمبر ٦ و بدان كه روايت كردهاند از ابو طالب رحمه اللَّه اين شعر را:
|
و اللَّه لا وصلوا اليك بجمعهم |
حتّى أغيّب في التّراب دفينا |
|
|
فامض ابن أخ فما عليك غضاضة |
و ابشر بذاك و قرّ فيه عيونا |
|
|
و دعوتنى و زعمت انّك ناصح |
و لقد صدقت و كنت ثمّ أمينا[١] |
|
؛ يعنى قسم به خدا، كه دست نمىيابند به تو اى محمد ٦ با وجود جمعيت ايشان تا آنكه من غايب گردانيده شوم در خاك در حالتى كه مدفون گردم. پس در كار خود باش اى پسر برادر من كه نيست بر تو خوارى. بشارت باد تو را به اين سخن كه گفتم و قرير العين باش يعنى شادان و خوشحال. اگر نمىبود اينكه بوده باشد گناهى و مكروهى هر آينه مىيافتى مرا اى پسر برادر من به اظهار ايمان به تو لايق و سزاوار. و دعوت كردى مرا به هدايت و گمان كردى كه تو دوست خالص منى و به تحقيق راست گفتى و بودى تو در اين دعوت و گمان صاحب امانت.
شيخ مىفرمايد پس اگر دست زنند مخالفان به اين شعر ابو طالب و بگويند كه اين شعر دلالت مىكند بر آنكه ابو طالب ايمان نياورده باشد به رسول و متابعت آن حضرت ٦ نكرده باشد به واسطه ترس مكروه و اينكه مبادا او را سفيه خوانند.
به درستى كه مىگويم در جواب ايشان كه ابو طالب رحمه اللَّه امتناع نورزيد از ايمان رسول ٦ در باطن و از اقرار به حقيقت او ٦ در باطن و از اقرار به حقيقت او ٦ در دل، بلكه امتناع نمود از اظهار ايمان به آن حضرت ٦ و حال آنكه مصلحت در عدم اظهار بود؛ زيرا اگر اظهار ايمان مىكرد و اين معنى فاش مىشد طايفه قريش حمل بر سفاهت او مىكردند. و اين معنى موجب زوال رياست و بزرگى و اعتبار او مىشد در نظر قريش و بدر مىرفتند از متابعت و اطاعت او و هيبت و رياست او در
[١]« ديوان ابى طالب» ص ٣٥. در متن عربى« الفصول المختارة ص ٢٨٥» اين بيت افزون است:
\sُ لو لا المخافة ان تكون معرّة\z لوجدتنى سمحا بذاك مبينا\z\E.