دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٢٢ - ملاك تشخيص احاديث پيامبر ص از احاديث على ع
آن حضرت ٧ در مذمت بصره، اگر درست نقل كرده باشند و بهتان بر آن حضرت نبسته باشند، ما از شهر بصره سفر كنيم و مسكن خود را به شهر ديگر قرار دهيم.
پس آن فرستاده به شهر كوفه آمد و به خدمت حسن بن على عليهما السّلام رسيد و عرض مطلب خود به آن حضرت كرد.
پس گفت امام حسن ٧ كه برگرد به جانب عمّ خود و برسان سلام ما را به او و بگو كه گفت امير المؤمنين ٧ كه هر گاه من حديث كنم با شما به حديثى از رسول اللَّه ٦ به درستى كه دروغ نمىگويم نه بر خداى تعالى و نه بر رسول او ٦. هر گاه حديث كنم با شما به حديثى به رأى خود پس به درستى كه من مردىام جنگى و مدار جنگ بر خدعه و فريب است.
باز ابراهيم گفته است كه روايت كرده داود از اعمش از خيثمه از سويد بن غفله كه او گفته است: شنيدم از امير المؤمنين ٧ كه مىگفت: «هر گاه حديث كنم با شما از زبان رسول ٦ پس به درستى كه همچنان است كه حديث كردهام با شما و اللَّه كه اگر از آسمان به روى درافتم خوشتر مىآيد مرا از آنكه دروغ ببندم بر رسول اللَّه ٦ و هر گاه بشنويد مرا كه حديث كنم ميانه خود شما پس به درستى كه من مردىام جنگى مدار جنگ بر خدعه و فريب است.»[١] گفته است ابراهيم كه چگونه جايز باشد معاريض در حديث نسبت به كسى كه مىداند كه هر گاه به مردم بگويد امر كرد مرا رسول اللَّه ٦ به فلان و فلان، همگى آن مردم اعتقاد مىكنند كه آن كس آنها را از رسول اللَّه ٦ مشافهه شنيده است. اگر اين نسبت به همچو كسى جايز باشد پس تدليس در حديث جايز خواهد بود (يعنى كسى كه حديث پيغمبر ٦ نقل كند به عنوانى كه معنى آن پوشيده باشد) گفته ابراهيم مجملا اگر امير المؤمنين ٧ از زبان پيغمبر حديث به امت بر سبيل تعريض و كنايه نقل نكرده بود عذرخواهى نمىكرد به ايشان چنان كه دو حديث مذكور دلالت بر آن دارد.
[١]« مسند احمد حنبل» ١/ ٢١٦ حديث شماره ١١٣٠.