دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٢١ - ملاك تشخيص احاديث پيامبر ص از احاديث على ع
محاصره كردند عثمان را و مرتكب قتل او شدند.
[فرمايش على ع در باره قتل عثمان]
و به تحقيق گفته است أمير المؤمنين ٧ به طلحه و زبير و غير ايشان از جماعتى كه مشتبه بود بر ايشان امر كشتن عثمان اين قول را كه:
«و اللَّه ما قتلت عثمان و لا مالأت على قتله»
[١]؛ يعنى و اللَّه من نكشتم عثمان را و جمع نكردم مردم را در قتل او (و حال آنكه طلحه و زبير و غير ايشان در وقتى كه آن حضرت اين سخن را فرمود استطاعت نداشتند كه رد كنند بر آن حضرت ٧ و نه آنكه انكار نمايند) و اما واگذاشتن آن حضرت عثمان را و نصرت نكردن او را پس به درستى كه ما انكار اين نمىكنيم بلكه ديانت موجب عدم انكار اين معنى است؛ زيرا اگر آن حضرت نصرت مىكرد عثمان را يا راضى مىبود به كردارهاى زشت او هر آينه سزاوار امامت نبود.
و عجب آنكه آن چيزى كه توهّم كرده نظّام شبهه شده بر او در ابطال امامت آن حضرت ٧ اگر موافق واقع باشد همان چيز دليل امامت آن حضرت ٧ است و آن چيز نسبت قتل عثمان است به آن حضرت ٧. و چون نظام اين مقدمه را دليل ابطال امامت آن حضرت كرده و حجتى بر آن ذكر نكرده تا ما متعرّض ابطال آن حجت شويم. بلكه به دعوى اكتفا نموده ما نيز ساقط كرديم دعواى او را به دعواى نقيض دعواى او و مع هذا ما قناعت به دعوى نكرديم بلكه تقويت كرديم دعواى خود را به برهان كه اگر كسى نيك تأمل كند در مىيابد آن را و اللَّه الموفّق للصّواب.
[ملاك تشخيص احاديث پيامبر ص از احاديث على ع]
گفته است شيخ- ادام اللَّه حراسته- به تحقيق طعن زده ابراهيم نظّام بر أمير المؤمنين ٧ از وجه ديگر و گمان كرده كه آن حضرت ٧ حديث مىفرموده به معاريض و تدليس مىكرده در حديث؛ زيرا روايت كرده ابو عوانه از داود بن عبد اللَّه ازدى از حميد بن عبد الرحمن حميرى كه او فرستاد پسر برادر خود را به جانب كوفه و به او گفت كه مىپرسى از أمير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ از حديثى كه روايت كردهاند اهل كوفه از
[١] ر. ك:« تاريخ الخلفاء سيوطى» ص ١٦٢.