دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٥٦ - عزل پيامبر ابو بكر را از پيشنمازى
قسم به خداى عزّ و جلّ! اين طايفه جاهلند به يقين و اوباش و اغمارند بىشكى در اين. و احتمال دارد كه معاندى از ايشان پروا نكند از آنچه مىگويد و ارتكاب كند قول به اينكه ابو بكر امام بود بعد از خروج نبى ٦ نيز.
پس به او مىگوئيم كه اين مخالفت اجماع است و با وجود اين پس چه معنى دارد آنچه متواتر است و حاصل شده است بر آن اتفاق كه رسول ٦ نماز كرد به مردم در آن حال باز اختلاف كردند در ابتداى آنكه آيا از آنجا بود كه ابو بكر ابتدا كرده بود از قرآن يا به آنجا منتهى شده بود از قرآن.
و با وجود اينها مىگوئيم كه هر گاه ابو بكر امام براى نبى ٦ باشد در آخر نمازى كه آن حضرت كرد لازم مىآيد كه نبى ٦ معزول باشد از امامت امّتش و مصروف باشد از نبوت؛ زيرا بنا بر اين خداى تعالى مؤخّر كرده است آن حضرت را از مقام وى و ختم كرده است به اين عمل او را در ملت اسلام.
و اين نيست مثل آنچه شما دعوى كرديد در نماز آن حضرت عقب عبد الرحمن؛ زيرا آن نيز اگر چه به حسب ظاهر فاسد است ليكن رسول ٦ نماز كرد به مردم بعد از آن و مؤخّر كرد عبد الرحمن را از آن چيزى كه مقدّم گردانيده بود او را در آن.
پس واجب نيست ثابت باشد سنت رسول به تقديم عبد الرحمن بروى؛ زيرا افعال رسول نسخ مىكند بعضى بعض ديگر را.
پس ثابت نمىشود در افعال وى مگر به چيزى كه به قرار باشد و تغيير نيابد و آخر افعال آن حضرت ثابت و سنت است تا آخر الزمان.