پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٢٢ - از اشعار صفين
بدو گفتم كه من از سرانجام آيندهاى كه در پيش داريم حيران[١] و انديشناكم، از دگرگونى حال اين قوم در كارى كه در پيش داريم نگرانم، و تو آزرم نگهدار و از پرس و جوى بسيار دست بدار.
و حجر بن عدىّ كندى گفت:
|
يا ربّنا سلّم لنا عليّا |
سلّم لنا المهذّب النّقيّا ... |
|
پروردگارا على را براى ما سلامت بدار. آن آراسته صفات پاكيزهخو را ايمن بدار، آن مؤمن ره يافته ستوده را نگهدار و وى را رهبر و راهنماى امّت قرار ده.
پروردگارا، او را كه از ناهنجارى رأى و بىخردى[٢] به دور است همانگونه كه پيامبر را حفظ كردى، نگهدار.
زيرا او دوستدار و ولى پيامبر بود و پس از او همگان به عنوان وصى پيامبر بدو دل سپردند.
و معقل بن قيس تميمى گفت:
|
يا ايّها السّائل عن اصحابى |
ان كنت تبغى خبر الصّواب ... |
|
اى آن كه از ياران من خبر پرسى، اگر به راستى خبر درست مىخواهى، تو را از آنان خبرى راستين دهم كه ايشان نگهبانان قرآنند.
پايداران و بردبارانى[٣] به هنگام پيكار و برخوردند. از تمام گروههاى ازد و رباب باز پرس، و نيز از جمله احزاب و گروههاى ديگر باز پرس.
و ابو شريح خزاعى گفت:
|
يا ربّ قاتل كلّ من يريدنا |
و كد الهى كلّ من يكيدنا ... |
|
پروردگارا، هر كس را كه قصد سوئى به ما دارد بكش و با هر كس كه آهنگ نيرنگى با ما دارد دستان زن.
[١] متن« من سدد» و در شنهج[ من رشد].
[٢] متن« و لا غبيا» و در اصل[ بغيّا] آمده كه وجهى ندارد.
[٣] متن به تصحيح قياسى« صبر» و در اصل[ صبرا]. اين قطعه در گمانگاه خود در شنهج نيامده است.