پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٦ - على و مالك بن حبيب
باز مىدارد، و درازى آرزو آخرت را از ياد مىبرد. هلا، به راستى دنيا پشت كرده و در حال كوچيدن است و آخرت روى آورده و در شرف رسيدن است، و هر يك از آن دو را فرزندانى باشند. پس شما فرزندان آخرت باشيد. امروز كردار است و حسابى نه، و فردا حساب است و كردارى (ميسّر) نيست. سپاس خداى را كه دوستدار خود را يارى داد و دشمن خويش را سر بكوفت و راستگوى صاحب حق را غلبه بخشيد و پيمان شكن باطلگراى را خوار ساخت. بر شماست كه بر تقواى خدا بپاييد و از آن كس از اهل بيت پيغمبرتان كه خدا را طاعت مىكند فرمان بريد، آنان كه به فرمانبردارى شما در راه طاعتتان از خدا شايستهتر از مدعيانى هستند كه ولايت را (كه حق ماست) به خود بسته و به مقابله با ما برخاستهاند[١]، فضل ما را مزيت خود قرار داده و با امر ما مخالفت مىورزند[٢] و حق ما را ربودهاند[٣] و خود ما را از آن دور داشتهاند[٤]. پس اينك طعم تلخ دستاورد خود را مىچشند و به زودى دوزخ را خواهند ديد. هلا، من آن مردانتان را كه از يارى به من كوتاهى كردند ملامت و نكوهش مىكنم، آنان را از خود برانيد و سخنان ناخوشايند (كه در خور آنند) به گوششان فروخوانيد تا سرزنش شوند و حزب خدا به گاه جدايى از آنها باز شناخته شود.
على و مالك بن حبيب
مالك بن حبيب يربوعى كه فرمانده شرطه[٥] او بود برخاست و گفت: به خدا سوگند من راندن و زشت شنواندن را براى آنان كم مىدانم. سوگند به خدا اگر به ما فرمان دهى آنان را بكشيم. على (عليه السلام) گفت: منزه است خدا، اى مالك از اندازه درگذشتى و از حد تجاوز كردى و در تندروى غرقه شدى! گفت: اى امير مؤمنان پارهاى
[١] در شنهج، ١: ٢٥٦ به جاى المقابلين لنا[ القائلين الينا] آمده است.
[٢] ( ٢- ٣- ٤) در متن هر سه فعل به صورت« يجاحدونا ... و ينازعونا و يدافعونا» آمده و در شنهج، بدون عامل نصب و جزم با حذف نون آمده است كه گويشى درست است. خزانة الادب، ٣: ٥٢٥- ٥٢٦
[٣] ( ٢- ٣- ٤) در متن هر سه فعل به صورت« يجاحدونا ... و ينازعونا و يدافعونا» آمده و در شنهج، بدون عامل نصب و جزم با حذف نون آمده است كه گويشى درست است. خزانة الادب، ٣: ٥٢٥- ٥٢٦
[٤] ( ٢- ٣- ٤) در متن هر سه فعل به صورت« يجاحدونا ... و ينازعونا و يدافعونا» آمده و در شنهج، بدون عامل نصب و جزم با حذف نون آمده است كه گويشى درست است. خزانة الادب، ٣: ٥٢٥- ٥٢٦
[٥] رئيس شهربانى و نيز دژبانى.