پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٥٤ - نامه على به معاويه
را كشيد، به دنبالش رفتى، فرمانت داد، اطاعتش كردى! دست از اين كار بدار[١]، و خود را براى حسابرسى آماده كن، زيرا به زودى باز دارندهاى قويدست چنان از حركت بازت دارد كه هيچ سپرى جان پناهت نباشد[٢]. و شما اى معاويه (و آل ابى سفيان)، كى با فقدان سابقهاى نيكو و نداشتن فضل و شرفى مقدّم بر قوم خود، زمامدار رعيت يا فرماندار اين امت بودهايد؟ پس براى آنچه (دير يا زود) تو را در خواهد يافت[٣] دامن بر چين[٤] و دست شيطان را بر خود باز مگذار كه هر چه خواهد با تو كند كه من مىدانم خدا و پيامبرش راستگويند. (پس بايد) از پيوند و وابستگى به پيشينه شقاوت به خدا پناه بريم. و اگر چنين نكنى تو را به آنچه نفست از آن غافل نگه داشته است آگاه كنم[٥]، به راستى كه تو فرو رفته در ناز و نعمتى هستى كه شيطان جايش را در دلت يافته و در آن مأوى گزيده و چون خون در رگهايت به گردش در آمده است، و بدان كه اگر اختيار امر تعيين (ولايت) با مردم مىبود يا به دست آنها سپرده شده بود بر ما رشك مىبردند و به سبب واگذارى آن به ما، بر ما منت مىنهادند ولى اين حكم كسى است كه با زبان پيامبر راستگوى تصديق شدهاش بر ما منت نهاده. و كسى كه پس از شناخت و مشاهده دليل، ترديد كند رستگار نشود. بار الها ميان ما و دشمنمان به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى.
[١] متن از روى شنهج( ٣: ٤٠٩)« فاقعس عن هذا الامر» و در اصل[ فأيس من هذا الامر از اين كار نوميد شو].
[٢] متن« لا يجنّك منه مجنّ» و در شنهج[ ما لا ينجيك منه منج كه نجات دهندهاى از آن نجاتت نبخشد] و شارح گويد:[ و يروى: و لا ينجيك مجن و روايت شده: سپرى نجاتت ندهد. و« مجنّ» سپر باشد. و روايت نخست درستتر است].
[٣] مراد مرگ محتوم و بازخواست آخرت است.- م.
[٤] دامن برچيدن به معنى دامان بر كمر زدن و كنايه از آماده شدن براى انجام كارى است.- م.
[٥] متن« ما اغفلك من نفسك» و در شنهج[ ما اغفلت ... آنچه از آن غافل ماندهاى].