پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٦٩ - ابو طفيل، عامر بن واثله بر قصيده خود ابياتى در افزود
مىشناسيد؟ اين شهسوار و شاعر صفّين است، اين دوست ابو الحسن[١] است.
(راوى) گويد: سپس گفت: اى ابو طفيل، ميزان عشق و علاقه تو به على چه قدر بود؟
گفت: «به اندازه مهر مادر موسى به موسى.» گفت: «زارى و سوگوارى تو بر او چه قدر است؟» گفت: «به اندازه سوگ زالى فرزند مرده[٢] و پيرى كه فرزندش نمانده. من از تقصير خود به درگاه خدا به زارى مىنالم.» گفت: «اگر از اين دوستان من راجع به من پرسشى شود، چنان سخنانى كه تو در حقّ دوست و مولاى خود گفتى درباره من نمىگويند.» گفت: «به خدا سوگند كه ما هرگز دروغ نگوييم.» معاويه (به طعنه) خطاب به يارانش گفت: «نه به خدا، ولى راست هم نگويند!»
[ابو طفيل، عامر بن واثله بر قصيده خود ابياتى در افزود]
راوى گويد:
سپس معاويه گفت: اين همان شاعر است كه مىگويد:
|
الى رجب السّبعين تعترفوننى |
مع السّيف فى خيل و أحمى عديدها[٣]. |
|
به ماه رجب مرا در هفتاد سالگى با شمشيرى كه از دمش شراره مىبارد در ميان سپاهيان باز مىشناسيد.
و سپس بدو گفت: دنبالهاش را بساز. ابو طفيل چنين سرود:
|
زحوف كركن الطّود كلّ كتيبة |
اذا استمكنت منها يضلّ شديدها ... |
|
با سپاهى پيش رونده چون كوهپايهاى با صلابت كه هر فوجش به جنبش در آيد دژهاى محكم را فرو ريزد.
گويى گلهاى آفتاب كه جا به جا از زير پرچم بر زمين تافته چون شترمرغهايى سرخ و سياه باشد.
[١] مراد على بن ابى طالب عليه السلام است كه در آن هنگام به شهادت رسيده بود.- م.
[٢] متن« المقلات» و در اصل به تحريف[ الملغاة].
[٣] اقتضاى استقبال قصيده آن است كه« عديدها»( به قياس ابيات بعد و لزوم مطابقه حركات قافيه.- م.) مرفوع باشد ولى چون منصوب آمده است به نظر مىرسد تحريفى در بيت رخ داده( و مثلا: تحمى عديدها.- م.) بوده باشد.