پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٦٣ - بر نشستن عمار ابن ياسر به آهنگ ديدار عمرو بن عاص
(بجنب)] يارانت را بخوان و من يارانم را مىخوانم، من همراهت مىآيم تا بدان نقطه كه ساعتى پيش از آنجا آمده بودى برسى، و من آغاز به خيانت و نيرنگ با تو نكنم و خود نيز نيرنگ نخورم تا تو با يارانت باز آيى و بدينجا برسيد و بايستيد.
آنگاه چون دانستم يارانت چند تنند من نيز ياران خود را به همان شمار بياورم.
اگر ياران تو خواستند شمارى كم، و اگر خواستند بيش، آيند.
پس ابو اعور همراه يكصد سوار روانه شد تا به جايى كه بار نخست بوديم رسيد[١] و ايستادند، و عمرو با ده تن فراتر رفت، (از آن سو) عمّار با دوازده سوار روان شد و پيش آمد تا اسبان دو طرف، يعنى سواران عمرو و سواران عمّار گردن به گردن شدند، و عوف بن بشر با سواران خود كه اشعث بن قيس نيز با ايشان بود، بازگشت، و عمّار و همراهانش از اسب به زير آمدند و شمشيرهاى خود را حمايل كرده بودند، پس عمرو بن عاص تشهّد گفت. عمّار بن ياسر گفت: خاموش[٢]! تو اين (معناى كلمه تشهّد) را در زندگانى محمد صلّى اللّه عليه و نيز پس از رحلت او ديرى است به ترك گفتهاى، و ما به (حقيقت معناى) آن از تو شايستهتريم. اگر آهنگ دشمنى دارى حقّ ما باطل تو را براند و اگر[٣] خواهى سخنورى كنى ما از تو به شايستهگويى و مناسبسرايى آگاهتريم و اگر خواهى از سخنى آگاهت مىكنم كه ميانه ما و شما را به تمييز جدا كند و پيش از آنكه بجنبى، به كفر متهم و منسوبت دارد چنان كه خود بر ضدّ خويش گواهى دهى و نتوانى مرا [در آن گفتارها] دروغزن شمارى[٤].
[١] متن« حتّى اذا كان حيث كنّا بالمرّة الاولى» و اين سخنان از گفته ابو نوح است. در شنهج[ حتى اذا كانوا بالمنصف تا به ميانه( ميدان) رسيدند].
[٢] در متن ميان دو كمان آمده:« پس از اين كلمه تا جايى كه علامت گذاشتهايم، در روايت ابن عقبه نيامده است».( ابن عقبه يكى از راويان اين كتاب است و مراد از« جاى علامت» عبارت« آيا در ميان قاتلانش بودى» است كه در صفحه ٤٦٥ خواهد آمد. در متن اشاره شده است:
« از اينجا به بعد در روايت ابن عقبه نيز آمده است».- م.)
[٣] در اصل پيش از اين عبارت جمله« و ان شئت كانت خصومة فيدفع حقّنا باطلا» تكرار شده كه تحريف است و در شنهج نيز نيامده.- م.
[٤] مراد عمّار نقل اقوال رسول اكرم( ص) در حقّانيت و فضايل على عليه السلام و ياران اوست.- م.