پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٦٥ - هماوردى علقمة بن عمرو با عوف
بامدادان على به جنگ آنان تاخت، و آن روز پرچمدارى وى با هاشم بن عتبه مرقال بود.
راوى گفت:
وى كمانى تابدار با خود داشت، (از آن گونه كمانهايى) كه اشتر درباره آنها گويد:
|
انا اذا ما احتسبنا الوغى |
ادرنا الرحى بصنوف الحدل[١] |
|
مائيم كه چون پيكار بالا گيرد انواع كمانهاى تابدار و سربرگشته خود را به گردش در آوريم (و بكشيم)، و شمشيرها را بر ايشان فرود آريم و آنان را به زير ضربات نيزه و ناوك خود بگيريم.
(گروه ما) سالاران شريف مذحجى هستند كه در گردابهاى جنگ كه مادران را به عزا مىنشاند، جانبازى مىكنند.
سردار ما نجاتبخشى است كه چون شرارههاى جنگ بر افروزد (يارانش) ندا در دهند كه در دم كار ما به نيكى پايان يافت، ابو الحسن[٢] كه با شمشيرزنيهاى او غريو و لهيب هر جنگ بر افروختهاى سرد و خاموش شده است.
او را در ميانه ما راهى است كه بر اساس حق نهاده شده و او بىانحرافى (ما را) به هدف روشن مىرساند.
[هماوردى علقمة بن عمرو با عوف]
راوى گفت:
آن روز عوف از ياران معاويه به هماورد خواهى بيرون آمد و مىگفت:
[١] متن« الحدل- جمع حدلاء، كمانى كه يك گوشه آن برجسته و گوشه ديگرش فرو خوابيده است» و در اصل اينجا و سطرى پيشتر،[ الجدل- جمع جدلاء، جوشن بر هم بافته يا چند لاى] آمده كه وجهى ندارد.
[٢] مراد على بن ابى طالب عليه السلام است.- م. متن به تصحيح قياسى« ابو حسن» و در اصل[ ابا حسن].