پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٥٠ - تبادل آراء ابو موسى و عمرو
از شرف معاويه سخن گفتى، به راستى او را در شرف چنين شايستگى نباشد، اگر (معاويه) را از اين رهگذر شرفى باشد پس شايستهتر از او از ديدگاه شرف براى اين كار ابرهة بن صباح باشد چه او اهل دين و صاحب فضل است. گذشته ازين اگر من بخواهم كار را به شريفترين فرد قريش بسپارم بىگمان به على بن ابى طالب مىسپارم. اما اينكه گفتى: معاويه به خونخواهى عثمان برخاسته و ازين رو وى را در اين خصوص ولايت دهم، من كسى نيستم كه به معاويه ولايت دهم و مهاجران پيشگام را فرو گذارم. اما اشارهاى كه به امر حكومت و مكنت و سلطنت كردى، به خدا سوگند اگر تمام سلطنت خود را نيز به من دهد، من كسى نيستم كه در كارى خدايى از كسى رشوه بپذيرم، اما اگر خواهى سنّت عمر بن خطّاب را زنده مىكنيم[١].
[تبادل آراء ابو موسى و عمرو]
نصر، از عمر بن سعد، از ابى جناب[٢] كه گفت:
(ابو موسى) گفت: «به خدا سوگند اگر مىتوانستم، بىگمان سنّت عمر بن خطّاب را زنده مىكردم.» و عمرو بن عاص گفت: اگر بر آن سرى كه از پسر عمر پيروى كنى چه چيز تو را از پيروى از پسر من كه خود به فضل و صلاح او آگاهى باز مىدارد؟ گفت: پسرت مردى راستين است ولى تو او را در اين فتنه كشاندهاى.
نصر: عمر بن سعد، از محمد بن اسحاق، از نافع، از ابن عمر كه گفت:
ابو موسى به عمرو گفت: اگر خواهى كار را به ولايت پاكمردى پاكزاده،
[١] يعنى به عبد اللّه بن عمر بن خطّاب رأى مىدهيم كه سنّت پدرش زنده شود.- م.
[٢] متن به تصحيح قياسى« ابو جناب، با جيم مفتوح و نون بىتشديد»، يحيى بن ابى حيّة الكلبى كه به كنيه خود، ابو جناب مشهور است. احاديث وى را به سبب نادرستى در نقل ضعيف شمردهاند. به سال ١٥٠ درگذشت.- تهذيب التهذيب. در اصل[ ابى خباب] و در شنهج[ ابى حباب].