پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٨٦ - شكست عبيد الله بن عمر در برابر اشتر
شكست عبيد اللّه بن عمر در برابر اشتر
روز چهارم عبيد اللّه بن عمر آماده كارزار شد و هيچ سوار نامدارى را در اردوگاه خود باقى نگذاشت و هر كس ديگر را نيز كه توانست گرد آورد. معاويه به وى گفت: تو با افعيان[١] عراقى روبرو مىشوى، پس آرام و شكيبا باش. از آن سوى اشتر يك تنه در پيشاپيش سوارانى (كه از ايشان فاصله گرفته بود) به مقابله او آمد- و عادت اشتر چنان بود كه چون آهنگ نبرد مىكرد يك تنه پيش مىآمد- اشتر مىتاخت و مىگفت:
|
فى كلّ يوم هامتى مقيّره |
بالضّرب أبغى منّة مؤخّره ... |
|
هر روز كه بر گرداگرد سرم ضربتى فرود مىآيد آن را منّتى مىشمارم كه زودتر مىبايد مىرسيد.
زره رزم از «برد حبره[٢]» (و جامه گرم و نرم بزم) بسى خوشتر است، پروردگارا مرا از پىسپارى در راه كافران بدور نگهدار.
مرگ مرا بر دست تبهكاران مقدّر و مقرّر فرماى كه تمامى دنيا در نظرم سر مويى ارزش ندارد، و به قدر بال پشهاى با پاداش نيكوكاران (و ثواب آخرت) برابر نيايد.
و سواره بر سپاه شام زد و آنان را عقب نشاند[٣]. عبيد اللّه شرمنده شد و از آنجا كه زبده سوار [دليرى] بود خود را به پيشاپيش سپاه رساند و مىگفت:
|
انعى ابن عفّان و ارجو ربّى |
ذاك الذى يخرجنى من ذنبى ... |
|
بر ماتم ابن عفّان[٤] سوگوارم و از پروردگار خود اميد دارم كه همين مرا از گرداب گناهم بيرون آورد.
[١] متن« افاعى اهل العراق» و در شنهج( ٢: ٢٩١)[ افعى اهل العراق با افعى عراقيان].
[٢] متن« و الدّرع خير من برود حبره بردهاى بافت حبره» و در شنهج[ فالقتل خير من ثياب الحبره كشته شدن از جامههاى حبره بهتر است].
[٣] متن از روى شنهج« و شدّ على خيل، خيل الشام فردّها» و در اصل[ فردّ الخيل].
[٤] يعنى عثمان بن عفّان.- م.