پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣١٨ - وصف شمايل على
[بيرون آمدن او با سپاه خود]
(همان راوى) گفت:
چون (شاميان) ديدند او بيرون تاخته است به مقابلهاش در آمدند[١]. آن روز عبد اللّه بن بديل بن ورقاء خزاعى در جناح راست، و عبد الله بن عبّاس در جناح چپ سپاهش بودند و قاريان عراق در سه گروه: همراه عمّار بن ياسر، و همراه قيس ابن سعد، و همراه عبد اللّه بن بديل بودند، و همه كسان در فوجها و جايگاههاى خود قرار داشتند و على در قلب سپاه با اهل مدينه و كوفيان و بصريان قرار گرفته بود، و بيشتر اهل مدينه كه او را همراهى مىكردند از انصار بودند، و از خزاعه شمارى نيكو و از كنانه و جز ايشان نيز افرادى گزيده و اهل مدينه بودند.
وصف شمايل على
على كوته قامت و فربه[٢] بود، با چشمانى درشت و سياه[٣]، گويى چهرهاش به ماه تمام مىمانست، بزرگ شكم[٤]، با مويى گسترده پهن بر سينهاى فراخ[٥]، درشت مشت[٦]، ستبر اندام[٧]، گويى گردنش همچون ابريقى سيمين بود[٨]، موى پيش سرش ريخته بود و جز اندكى موى در پشت سر نداشت. سر شانههايش بسان مفاصل شيرى ژيان برجسته بود[٩]، چون راه
[١] متن« خرجوا اليه بزحوفهم» و در شنهج[ تقدّموا اليه بزحوفهم با يورشهاى خود به پيش او تاختند].
[٢] الدحداح: كوتاه و فربه، و در شنهج[ ربعة چهارشانه].
[٣] ادعج العينين با دو چشم درشت سياه.
[٤] ضخم البطن بزرگ شكم.
[٥] عريض المسربة موى گسترده ميان سينه تا روى ناف.
[٦] شثن الكفّين دو كف دست درشت.
[٧] ضخم الكسور درشت اندام.
[٨] متن« كأنّ عنقه ابريق فضّة» اين تعبير عينا در توصيف شمايل پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله نيز آمده است گويى گردنش به ابريقى سيمين مىمانست كه شايد مراد خوشتراشى و سپيدى آن باشد. براى اطلاع بيشتر- بحار الانوار، ج ١٦ ص ١٨٦، مؤسسة الوفاء، بيروت، كه به نقل از كازرونى در روايتى از على عليه السلام كه شمايل پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله را براى عربى توصيف فرموده است همين تشبيه به كار فته.- م.
[٩] متن« لمنكبيه مشاش كمشاش السّبع الضّارى دو سر شانهاش را نوعى برجستگى غضروفى چون مفاصل درندهاى شكارى بود.»