پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٥٨ - موضع قاريان
عامر بن قيس، با پارهاى از آنان كه در آن اطراف بودند، به رفت و آمد ميان معاويه و على پرداختند. اينان از اردوگاه على[١] در آمدند و بر معاويه وارد شدند و گفتند:
اى معاويه، چه مىخواهى؟ گفت: «قصاص خون عثمان را». گفتند: قصاص خون عثمان را از كه مىخواهى؟ گفت: «از على». گفتند: و آيا على عليه السلام او را كشته است؟ گفت: «آرى، او وى را كشته و قاتلانش را پناه داده است.» پس از نزد او بازگشتند و خدمت على آمدند و گفتند: معاويه ادّعا مىكند كه تو عثمان را كشتهاى.
گفت: «بار الها، (تو خود آگهى) بىشك آنچه مىگويد دروغ است، من او را نكشتهام». پس ديگر بار نزد معاويه آمدند و از اين سخن آگاهش كردند، معاويه به ايشان گفت: «اگر هم به دست خود او را نكشته باشد، دستور قتل او را داده و ديگران را بر او شورانده است». پس بارى ديگر نزد على آمدند و گفتند: معاويه مدعى است كه اگر هم تو عثمان را به دست خود نكشته باشى، دستور و تحريك به قتل عثمان از جانب تو بوده است. گفت: «خدا گواه است آنچه مىگويد دروغ است». باز نزد معاويه آمدند و گفتند: على عليه السلام مدعى است كه چنان نكرده است. معاويه گفت: اگر راست مىگويد، قاتلان عثمان را به ما سپارد، آنها اينك در اردوگاه او، و از سپاهيان و ياران و دستياران وى هستند. پس نزد على بازآمدند و گفتند: معاويه به تو پيام مىدهد: اگر راست مىگويى، يا خود قاتلان عثمان را به ما تسليم كن يا دست ما را در دستگيرى ايشان باز گذار. على به ايشان گفت: آن گروه (كه عثمان را كشتند) قرآن را بر او تفسير كردند و اختلاف نظر و پراكندگى آراء پديد آمد، و او را در حالى كشتند كه سلطنت و حكومت داشت و بر ضربتى كه ايشان زدهاند قصاصى نباشد. بدين ترتيب على به حجت بر معاويه
[١] متن به تصحيح قياسى« من عسكر على» و در اصل[ الى عسكر على به اردوگاه على].